ونوس؛دود عشقی که از کنده بلند می شود
| نام فیلم : |
ونوس (Venus) |
|
کارگردان: |
راجر میشل (Roger Michell) |
|
تهیه کننده: |
کوین لودر (Kevin Loader) |
|
فیلم نامه نویس: |
حنیف قریشی (Hanif Kureishi) |
|
بازیگران: |
پیتر اتول Peter O'Toole)) لزلی فیلیپس ((Leslie Phillips جودی ویتاکر (Jodie Whittaker) |
|
|
ریچارد گریفیث ((Richard Griffiths وانسا ردگریو Vanessa Redgrave)) |
|
|
|
|
موسیقی: |
کارین بیلی راءِِ (Corrine Bailey Rae) |
|
فیلم بردار: |
سیمون باکر (Simon Baker) لوک ردگریو (Luck Redgarve) |
|
ادیتور: |
نیکلاس گاستر (Nicolas Gaster) |
|
|
|
|
شرکت پخش کننده: |
کمپانی فیلم میرامکس (Miramax films) |
|
تاریخ انتشار: |
26 ژانویه 2007 |
|
زمان فیلم: |
95 دقیقه |
|
بودجه فیلم: |
3میلیون پوند |
|
فروش فیلم: |
3.3میلیون دلار |
|
ژانر: |
هنری،رمانتیک، خارجی |
درباره فیلم:
فیلم ونوس یک گونه کم نظیر از ژانر رمانتیک_هنری است که توسط راجر میشل(کارگردان فیلم هایی
نظیر Notting Hill، The Mother، Changing Lanes و ...) کارگردانی شده است. نکته قابل توجه درباره این فیلم همکاری مجدد راجر میشل با حنیف قریشی فیلمنامه نویس است که پس از فیلم مادر در سال 2003، باز هم در کنار هم قرار گرفتند.
نمایی از داستان:
موریس و ایان دوهنرپیشه موفق سال های دور هستند. از آنجایی که ایان نگران بیماری و مرگ خود می باشد از خواهرزاده خود جسی که برای پیدا کردن کار به عنوان مدل به پاریس آمده می خواهد که به منزل او آمده و از وی پرستاری کند. اما جسی که یک دختر شهرستانی بیست ساله است، تبدیل به یک کابوس برای ایان می شود. جسی دختری علاقمند به مشروبات الکلی، بی ادب و غیر قابل تحمل است. اما پتانسیل تبدیل شدن به انسانی متفاوت است که توجه موریس هفتاد و چهار ساله را به خود جذب می کند و آنچه که به ثمر می نشیند عشق موریس نسبت به جسی می باشد. دختری که پنجاه سال از وی کوچکتر می باشد؛ و از این به بعد فیلم رودخانه ای از ماجراهای غافلگیر کننده و جالب می شود.
جزئیات داستان فیلم:
فیلم با نمای داخل کافه شروع می شود؛ جایی که موریس و ایان (دو بازیگر قدیمی ساکن لندن) قرص های رنگارنگ را روی میز پخش کرده اند و ایان به موریس توصیه می کند که برای خوابیدن قرص های آبی را امتحان کند.
موریس سرطان پروستات دارد و ایان نیز از کهولت سن رنج می برد. به همین دلیل است که ایان تصمیم می گیرد از خواهرزاده ی خود جسی، که در اوایل بیست سالگی به سر می برد و در صدد است برای کار کردن به لندن بیاید، جا و مکان بدهد تا در عوض جسی نیز از او پرستاری کند و کمک حال او باشد. او آدمی مقرراتی است و چند روز قبل از آمدن جسی به همراه موریس به فروشگاه می رود تا لوازم مورد نیاز را برای جسی بخرد تا جسی از وسایل او استفاده نکند؛ حتی او زنگوله ای می خرد تا در مواقع نیاز برای احضار جسی از آن استفاده کند. اما همه ی این خیال های خوش جای خود را با کابوس عوض می کننند.
جسی دختری با چهره و اندام معمولی، بی ادب، عشق مشروبات الکلی و تنبل است که حاضر به انجام هیچ یک از این کارها نیست.
ایان تحمل خود را از دست می دهد و به خواهرش در شهرستان زنگ زده و به او التماس می کند تا جسی را پیش خود برگرداند. اما خواهرش که از جسی به اندازه کافی کشیده، درخواست ایان را رد می کند. ایان این کار خواهرش را پلید، اهریمنی و تلافی جوییانه می داند و در آخرین تلاش برای رها شدن از دست جسی نزد دوست قدیمی خود موریس_که خود را متخصص بدست آوردن هر زنی می داند و واقعا ً هم در کارش ماهر است_ می رود. موریس هم در اولین اقدام خود، کاری به عنوان مدل نقاشی برای جسی پیدا می کند و این امر موجب ارتباط نزدیکتر آنها می گردد.
در یکی از سکانس های بسیار جالب فیلم، هنگامی که جسی می خواهد لباس های خود را در آورده و مدل شود، از موریس می خواهد که آتلیه را ترک کند که با اصرار نقاشان تسلیم خواسته او می شود. اما هنگامی که موریس آتلیه را ترک می کند، دلش تاب نیاورده، سعی می کند با ایستادن روی یک سطل زباله، از شیشه ی بالای در، بدن نیمه عریان جسی را نگاه کند. در این هنگام در باز شده و موریس داخل آتلیه می افتد و در همین حین دو سه تابلوی نقاشی را نیز روی زمین می اندازد. سپس در حالی که همه نگاه ها متعجبانه به سوی اوست، بدون اینکه به روی خود بیاورد، می گوید: " همه چیز مرتبه؟"
بعد از این، ارتباط این دو با هم بیشتر می شود؛ با هم به سینما می روند، نهار می خورند و حتی موریس برای جسی چند هدیه نیز می خرد؛ البته به جز بار اولی که موقع خرید یک دلار و بیست سنت بیشتر همراه نداشت.
یک بار که موریس و جسی با هم به موزه رفته بودند، موریس تابلوی ونوس (نقاشی یک زن ع.ریان، خوابی.ده روی تخت، در حالی که کودکی آینه را جلوی صورت او گرفته است) را به جسی نشان می دهد و از این به بعد جسی را با نام ونوس صدا می زند، زیرا اعتقاد دارد که جسی در خود منبعی از عشق و غریزه دارد.
البته هر بار که دوستی این دو صمیمی تر می شود، جسی به موریس اجازه می دهد تا کمی به او نزدیکتر گردد؛ یرای مثال اولین بار به او اجازه می دهد که دست های او را لمس کند، بار بعد به او اجازه می دهد که گردن او را سه بار ببوسد ؛ ولی اجازه تخطی به موریس نمی دهد و هر خطا، عکس العملی تند را به همراه دارد.
مدتی بعد، موریس تحت عمل جراحی قرار می گیرد و بعد از این عمل توانایی های جسمی او کمتر از قبل می شود و نشانه های پیری بیشتر بروز می کنند.
بعد از عمل، در حالی که هنوز در دوران نقاهت به سر می برد، با سرسختی از بیمارستان بیرون آمده و به ملاقات جسی می رود. جسی که مدتیست از او بی خبر است با دیدن مجدد او خوشحال می شود و این بار خوشحالی را می توان به وضوح در چهره اش دید.
اما با ورود یک پسر به زندگی جسی، روند داستانی فیلم دستخوش تغییر می گردد. بعد از این جسی بر سر قرارهای خود با موریس حاضر نمی شود و موریس نیز که در بحران پیری به سر می برد، برای فرار از تنهایی به دیدار همسر سابق خود می رود و با او شام می خورد، مهتابی خانه را عوض می کند و یک گپ عاشقانه نیز بین آنها رد و بدل می گردد.
سپس در یکی از با شکوه ترین صحنه های فیلم موریس به اتفاق ایان به کلیسا می روند و با نگاه کردن به عکس بازیگران مرحوم که به دیوار انتهایی کلیسا آویزان شده اند یاد و خاطره گذشته را مرور می کنند.
داستان فیلم از این به بعد بیشتر با رمان تطابق دارد. در قسمتی از فیلم، ایان در رفتاری عجیب موریس را متهم می کند که خواهر زاده ی عزیزش را گول زده و قصد سوءاستفاده از او را داشته، که این بحث و جدال با دعوای دو دوست و جدا شدنشان از یکدیگر خاتمه می یابد. وقتی موریس به خانه برمی گردد جسی را می بیند. اما خوشحالی او از دیدن جسی دیری نمی پاید؛ زیرا جسی آمده تا از موریس درخواست کند که او و دوست پسرش را برای مدتی در خانه تنها بگذارد. موریس نیز شال و کلاه کرده و بی هدف در خیابان های شهر قدم می زند. او که کمی از خود بی خود شده با عصبانیت به خانه بر می گردد که پسر را از خانه به بیرون بیاندازد. موریس به سمت پسر حمله می کند؛ جسی برای اینکه جلوی موریس را بگیرد او را هل می دهد و با دوستش از خانه فرار می کند؛ بدون اینکه بداند چه اتفاقی افتاده است. موریس به دلیل کهنسالی با برخوردی که به زمین می کند، بیهوش می شود؛ ولی جسی تنها زمانی از این موضوع مطلع می شود که آمبولانس را کنار منزل موریس می بیند.
موریس به بیمارستان منتقل می شود، اما پس از مدتی او را مرخص می کنند، زیرا مشکل خاصی نداشت ولی به دلیل کهنسالی حتی توانایی راه رفتن را هم از دست داده بود. هنگامی که می خواهند برای موریس پرستار بگیرند، جسی که از کار خود شرمنده شده این کار را قبول می کند و از این به بعد تمام وقت خود را صرف پذیرایی از موریس می کند.
موریس که خود نیز می داند که دیگر ماندنی نیست، در آخرین درخواستش از جسی می خواهد تا او را به کنار دریا ببرد و در همان جا درحالی که به یک دیوار تکیه داده بود و به صدای امواج گوش می داد، زندگیش خاتمه می یابد.
نقد فیلم:
فیلم ونوس یکی از ساخته های موفق و قوی راجر میشل در سال 2006 می باشد. فیلمی کوچک که داستان عشق یک پیرمرد به دختری که نیم قرن از او کوچکتر است را روایت میکند. البته موضوع فیلم خیلی هم عجیب و غیر متعارف نیست در صورتی که به زندگی افرادی نظیر چارلز چاپلین و پیکاسو نگاهی بندازیم.
پیتراتول با بازی در این فیلم نشان داده که هنوز مغلوب سالخوردگی و پیری نشده و هنوز همان سرزندگی و شادابی دوران لورنس عربستان را دارد، گرچه صورتش چروکیده و برای راه رفتن به عصا نیاز داشته باشد. پیتر اتول سه سال قبل از بازی در این فیلم، هنگامی که داشت اسکار یک عمر فعالیت هنری خود را دریافت می کرد گفت)) من هنوز در میدان بازی هستم)) که با بازی در فیلم ونوس نشان داد که شوخی نمی کند.
بدون شک مهمترین و موثرترین جذابیت فیلم، بازی هنرمندانه پیتر اتول که هفت بار نامزد دریافت جایزه آکادمی شده، می باشد. البته نباید بازی ماهرانه جودی ویتاکر که نقش جسی(دختری با کارکتر متزلزل و دائما ً در حال تغییر) را که به فیلم ثبات می بخشد، نیز فراموش کرد.
از آنجایی که داستان فیلم جدید و کار نشده است، این نکته به عنوان یک ویژگی ماهرانه و لطیف برای فیلم به شمار می رود؛ زیرا تماشای فیلم آسان و لذت بخش است، اما توضیح دقیق وقایع و ماجراهایی که در فیلم می بینیم دشوار و پیچیده است.
ونوس از همکاری مشترک حنیف قریشی(فیلم نامه نویس) و راجر میشل (کارکردان)، دو خبره ی فیلمی بریتانیایی راست گرا پدید آمده است. قریشی که فیلم های "My Beautiful Laundrette" و "My Son the Fanatic" را از او به خاطر داریم این بار با فیلم نامه ای با دیالوگ های شخصیت محور به میدان آمده که خواندنش به اندازه ی دیدن فیلم مفرح می باشد.
اصالت انگلیسی فیلم و بازی درخشان بازیگرانش نظیر پیتر اتول، جودی ویتاکر و لزلی فیلیپس باعث شده که این فیلم از دید منتقدینی چون کنث توران (Kenneth Turan) و جیمز براردینلی (James Berardinelli) و هم از نظر تماشاگران یک فیلم موفق و خوش ساخت محسوب شود، البته از آن جایی که این فیلم در ژانر سینمای عامه پسند نمی باشد، با اقبال عمومی روبه رو نشده؛ هر چند مطمئناً هنگام ساخت، تهیه کنندگان و راجر میشل انتظار صف کشیدن مقابل سینماها را نداشتند، و مقاصد دیگری را از ساخت این فیلم مد نظر داشتند.
نکات حاشیه ای:
- حاصل حضور ونوس در جشنواره های مختلف، دو جایزه و 16 مورد نامزدی برای دریافت جایزه بوده است.
- بنا به گفته قریشی(فیلمنامه نویس) منبع الهام او برای نوشتن این فیلمنامه، رمان «خاطرات یک پیرمرد مجنون» بوده است.
- این فیلم نخستین بازی حرفه ای جودی ویتاکر می باشد که در سال 2005 از مدرسه موسیقی و درام لندن فارغ التحصیل شده است.
منبع : سایت زیرنویس
سینما،ادبیات،دانلود،شعر نو