سخنی چند در باب جیمز کامرون،کارگردان اسطوره ساز هالیوود
تراشیدن پیکر ماشین انسان نمای خشن اما باورپذیر با بازی آرنولد شوارتزنگر در ترمیناتور و پرداخت بجای نقش سارا کانر که به نظر من بهترین وجه شخصیت پردازی آن بود را به خاطر بیاورید.
تقابلی که در تمامی طول فیلم بیگانه بر اثر مستولی است.گویی موجود بیگانه که خود ماده است و در پی حفظ فرزندان خویش درگیر تقابلی دیدنی رویاروی قهرمان اصلی فیلم که انسانی است او هم از نوع ماده می شود و پرداخت به جا و نفس گیر این رویارویی شاکله ی اصلی فیلم را می سازد.
بی شک باید از تایتانیک نام ببریم.جایی که جیمز کامرون اسطوره ی مدرن عشق را در مقابل دیدگان میلیون ها نفر در طی صفهای چند ماهه ای که در سراسر جهان برپا بود؛ ساخت . و رومئو و ژولیت نوین را در قالب جک و رُز نظاره گشتیم.براستی که ساخت اثری که در میان انبوه آثار ملودرام تاریخ سینما به اسطوره ای نوین آن هم نه در مغرب یا مشرق زمین بلکه در سراسر گیتی،خود بسیار شگفت انگیز است.به شخصه در کنار فیلم جاودانه ای همچون کازابلانکا و داستان عشق(رجوع کنید به سينماي ملودرام؛مروری بر 10 فیلم عاشقانه برتر تاریخ سینما) ؛ تایتانیک آن فیلم ملودرامی بوده که می پسندم.بازی درخشان بازیگر بریتانیایی کیت وینسلت در مقابل چهره ای که ماهها دختران سراسر گیتی را برای حتی چندمین بار به نیمکت سینماها برای مشاهده فیلمی 3 ساعته کشاند ؛ چنان اثری خلق کرد که شمایل نوینی از عشق را سبب گشت.آنجا که رُز خود لیلایی بازگونه می نمود که این بار نیز مجنون در پی تمنای او سر در گرو یار می نهد.
و به آواتار می رسیم.جایی که دیگر با شخصیت پردازی و با طرح داستانی بدیع روبه رو نیستیم اما تکنیک عالی کارگردانی نوین و منحصر به فردی را شاهدیم که در آن با بکارگیری فناوری های نوین در بالاترین سطح خود تا به اکنون جیمز کامرون جهانیان را به تماشای فیلمی کشاند که همگی مبهوت جلوه های بصری شگفت انگیز آن گردند بخصوص برای کسانی که فیلم را به صورت سه بعدی دیدند.اثری که حاصل بیش از 4 سال کار جیمز کامرون و تیم همراهش بود و گرچه جوایز گلدن گلاب را از دست سایر رقبا ربود ما در وادی اسکار میدان را برخلاف انتظار به همسر سابق جیمز کامرون،کاترین بیگلو واگذار کرد.
سینما،ادبیات،دانلود،شعر نو