همين الان فيلم يكشنبه غم انگيز (Gloomy Sunday)رو ديدم.ملودرامي عالي با ساختاري روان و بازيهاي درخور تحسين بازيگران آن.فيلم حول چهار شخصيت اصلي قرار دارد.ايلونا شخصيت محوري كه تار و پودGloomy Sunday يكشنبه غم انگيز http://armanpotter.blogfa.com داستان حول او بافته مي شود و بايد جريان اصلي داستان را در كاراكتر او جست.داستان با ورود هانس ويك به رستوران سابو در بوداپست مجارستان به مناسبت تولد هشتاد سالگيش و با درخواست او براي نواختن آهنگي قديمي و سپس سكته ي قلبي او بر اثر شنيدن آهنگ و مشاهده ي تصوير زني جوان كه بر روي پيانو قرار گرفته است؛آغاز مي شود.سپس با فلش بكي زيبا به 60 سال قبل باز ميگرديم.

آندراس جواني است كه در پي شغل نوازندگي پيانو به استخدام رستوراني در مي آيد كه لزلو سابو صاحب آنجاست.او به مناسبت تولد ايلونا قطعه اي را ساخته و پس از اجرا به او تقديم مي كند.قطعه اي كه يكشنبه ي غم انگيز نام مي گيرد.و با ابراز علاقه ي آندراس به ايلونا و احترام قايل شدن سابو براي حق انتخاب ايلونا رابطه اي عاشقانه اما در سه ضلع يك مثلث كه بر محور ايلونا مي گردد آغاز مي شود.رابطه اي كه شايد به گونه اي يادآور رابطه ي لي لي و ماياكوفسكي باشد.زني كه خود را بين دو نفر تقسيم كرده و رابطه اي سه گانه كه در حاشيه ي آن شاهد علاقه ي رد شده ي هانس ويك آلماني نيز هستيم ؛ شكل مي گيرد.آهنگ يكشنبه ي غم انگيز به كمك سابو و تشويق ايلونا ضبط شده و با پخش از راديو شهرتي جهاني پيدا مي كند اما بسياري پس از شنيدن قطعه ي يكشنبه ي غم انگيز دست به خودكشي مي زنند.و اين امر آندراس را به تفكر در باب پيام اين قطعه كه باعث مرگ ديگران شده است ؛ مي كشاند.در اين ميان بازي درخشان Erika Marozsán در نقش ايلونا كه جذابیت مفتون كننده ي او را نيز همراه دارد تماشاگر را حتي اگر سناريوي روان و ساختار خوش ساخت فيلم نبود شايد به دنبال خود تا به آخر كار مي كشاند اما خوش بختانه Gloomy Sunday يكشنبه غم انگيز http://armanpotter.blogfa.comعلاوه بر بازي درخور توجه او و ديگر بازيگران محوري،موسيقي مسحور كننده ي داستان به اين فيلم تجربه اي ديگر گونه و خوشايند مي بخشد كه شايد فقط به خاطر اين جنبه از فيلم نقش آن تا مدتها و سالها در خاطرمان نقش ببندد.

موسيقي قطعه ي يكشنبه ي غم انگيز در عين حال غم انگيز و شاد و در عين حال مفتون كننده و تفكر برانگيز است.به نظر من زيباترين قسمت فيلم جايي است كه آندراس در جواب درخواست كلنل آلماني هانس ويك حاضر به نواختن پيانو نشده اما با دخالت ايلونا كه براي اولين بار حاضر مي شود بجز در تنهايي خويش آواز بخواند و صداي زيباي او كه در ميان نواي مفتون كننده ي پيانو تماشاگر را به اوج سكانسي به ياد ماندني مي كشاند اما جو رويايي در حركت ميخكوب كننده ي آندراس كه به پيام آهنگ دست يافته به غمي جانگداز مبدل شده و سير داستان عوض مي شود.

سابو در جايي خطاب به ايلونا چنين مي گويد:

فكر مي كنم پيام ترانه يكشنبه غم انگيز رو فهميده ام.آهنگ مي خواد بگه هر آدمي براي خودش شان و غرور داره.آدم زخمي ميشه بهش توهين ميشه.اما آدم همه ي اينها رو ميتونه تحمل كنه تا لحظه ي آخر.اما وقتي آدم پشت سر هم بد مياره بهتره آدم قيد اين دنيا رو بزنه و بره اما با غرور .

يكشنبه ي غم انگيز را بايد در كنار فيلمهايي همچون Love Story و به نوعي The Reader ديد.مشاهدهی فیلم یکشنبه غم انگیز را به شما دوستان و یاران وبلاگ آرمان پاتر توصیه می کنم.