چگونه کارگردانی مثل «مایکل بی» [1] فیلمهای پرهزینهای همچون «ترانسفورمرز» [2] را با بودجهای متعادل میسازد؟ او از شیوهی کارش برای «جان هیسکاک» [3] (خبرنگار دیلی تلگراف) میگوید.
جمعیتی که برای تبلیغ جدیدترین فیلم مایکل بی در لابی هتل گرد هم آمدهاند یک بند با هم حرف میزنند. یکی با نگرانی میگوید: «مایکل خودش را به مقصد میرساند و دوست ندارد او را منتظر نگه دارند.» دیگری داد میزند: «او از این ورودی داخل میشود.» و سومی به این فکر میکند که او با چه حال و هوایی ظاهر خواهد شد و به ناگهان همه پیشداوریها و حدس و گمانها به پایان میرسند و مایکل پرجذبه، محافظهکار و عبوس با کلاه بیسبالی که تا روی چشمهایش پایین کشیده، وارد میشود. او مردی است که در طول همه این سالها شهرت او به عنوان کارگردانی مقتدر اما بیطاقت چه در صحنه و چه در خارج از صحنه فیلمبرداری با هر فیلمی که میسازد دو چندان و با هر بازیگر جوانی که کار میکند عالمگیر میشود. «جوش دوهامل»، [4] یکی از ستارگان فیلم جدید او که سراسر جلوهی تصویری و پر سر و صداست و «ترانسفورمرز» نام دارد، دربارهی او میگوید:
«او اهمیتی نمیدهد که احساسات دیگران را جریحهدار کند یا نه. برای او تنها چیزی که اهمیت دارد ساخت بهترین فیلمی است که از توانش برمی آید.»
و دوست همبازی او در این فیلم «شیا لابوف» [5] نیز با جملهی «مردم یا مایکل بی را دوست دارند یا از او متنفر هستند.» بر حرفهای او مهر تأیید میزند. بسیاری از آنهایی که برای نخستین بار با این کارگردان کار میکنند آمادگی لازم برای تکنیکهای کاری او را ندارند. او همچون فیلمسازان قدیمی از یک بلندگو برای امر و نهی کردن استفاده میکند و در حالی که خودش به عنوان دستیار کارگردان نیز کار میکند، بازیگران و عوامل صحنه را با شتاب و هیجان به این طرف و آن طرف هدایت میکند.
وقتی اعتراض و یا نظر برخی بازیگران را به او منعکس میکنند مایکل بی بدون کوچکترین عذاب وجدانی در توجیه و دفاع از شیوه کارش تأمل نمیورزد. جوابهای او برای این مصاحبه کوتاه در اتاقی در خارج از لابی هتل خیلی سرراست و بیدرنگ هستند؛ آن چنان که فرصتی برای بحث یا اظهار نظر باقی نمیگذارند. او میگوید: «من یک کارگردان پر کار و در عین حال پرتوقع هستم. ما روزی دوازده ساعت فیلمبرداری داریم و مجبوریم خیلی سریع سکانسهای مختلف را بگیریم. برخی بازیگران و یا کسانی که با آنها کار میکنم از عهدهی این برنامه فشرده و سختی کار برنمیآیند؛ در نتیجه میگویند آدم سختگیر و انعطاف ناپذیری هستم. من مثل یک مربی خیلی از آموزشها را مثل یک دستور میدهم. من همه زندگیام یک ورزشکار بودهام و مربیان سختگیر بیسبال داشتهام و شاید کمی به آنها رفتهام.»
او سپس میافزاید: «وقتی سر صحنه فیلمبرداری هستیم، همه داریم کار میکنیم و پول درمیآوریم. من در مورد همهی فیلمهایم به بودجهی آنها خیلی توجه میکنم. در مورد فیلم ترانسفورمرز ما در پایان کار صد هزار دلار هم اضافه آوردیم و این در مورد یک فیلم ۱۴۵ میلیون دلاری خیلی به ندرت اتفاق میافتد. دزدان کارائیب و مرد عنکبوتی با بودجه ۳۲۵ میلیون دلاری ساخته شدند و فیلم من با تقریباً نیمی از آن. این را مدیون پشتکار، جدیت و سختگیریهایم در سر صحنه فیلمبرداری میدانم. همه باید کار کنیم و همه باید سرعت عمل به خرج دهیم تا نتیجه خوبی از کارمان بگیریم.»
البته به خوبی مشخص است که مایکل بی از آن تیپ کارگردانانی است که به این شهرت و اعتبار خود به عنوان یک فیلمساز سختگیر و جدی میبالد. او برای «شان کانری» که به خاطر امتناع از قبول کردن هر چیز سخیفی مشهور بود به خاطر آن که به او یاد داد چگونه با بازیگران نافرمان کنار بیاید احترام زیادی قائل است. او با لبخندی کنایهآمیز میگوید=«بازیگرانی هستند که سر صحنهی فیلمبرداری رفتار درستی ندارند اما روش کار من طوری است که به خود جرأت این کار را نمیدهند. برخی بازیگران که سر صحنهی فیلمهای دیگر داستانهایی در مورد آنها شنیده شد سر صحنه فیلمبرداری فیلمهای من واقعاً خوب کار کردند. اگر شل بگیرید بازیگران میتوانند از شما سواستفاده کنند. از بازیگر و انسان بزرگی به نام شان کانری [6] که فیلم صخره را با هم ساختیم خیلی چیزها یاد گرفتم. او بازیگر پرکاری است و تجربیات زیادی دارد. جوانهای از خود متشکر ـاین آن چیزی است که شان آنها را صدا میزند.ـ که دیر سر صحنه فیلمبرداری میرسند، اجازه ندارند دیگر با من کار کنند.»

فیلم ترانسفورمرز که در نخستین هفتهی اکران خود در آمریکا به بیش از ۱۵۰ میلیون دلار فروش دست یافت از روی یک رمان، نمایشنامه و یا حتی یک فیلمنامه اورژینال ساخته نشده، بلکه داستان آن الهام گرفته از یک مارک خاص اسباب بازی معروف به اسباب بازیهای هاسبرو [7] است که بیش از ۲۰ سالی است که نزد پسر بچههای جوان محبوب است و پیشتر نیز مجموعه کارتونهای مختلف و حتی یک فیلم بلند انیمیشن از روی آنها ساخته شد. فیلم مایکل بی داستان پسری نوجوان با بازی شیا لابوف است که نادانسته به تنها برگ برندهی آدمها برای بقا در نبردی سخت میان دو نژاد روباتهای متخاصم به نام های«the Autobots» و «the Deceptions» تبدیل میشود. یکی از تهیهکنندگان این فیلم استیون اسپیلبرگ [8] است که شاید جالب باشد که بدانید یک مجموعهدار حرفهای اسباب بازیهای مختلف از قدیم بوده است. تکنولوژی پیشرفته کامپیوتری که قطعاً از سه سال پیش تاکنون امکانات بسیاری را در اختیار انیمیشنسازان قرار داده است به Autobotsها این امکان را میدهد که در یک لحظه از روبات به شکل ماشینها و هلیکوپترها و دیگر چیزها تغییر شکل دهند و برعکس و همه اینها به لطف مجموعهای از تصاویر کامپیوتری پیشرفتهای است که در ورکشاپهای فیلمسازی «جورج لوکاس» [9] در شمال کالیفرنیا به وجود آمده، با این حال مایکل بی که او نیز به همان اندازه در پروسهی ساخت این فیلم نقش داشته است. او میگوید:
«این طور نیست که همه کارها را به ورکشاپهای لوکاس بفرستم و آنها با تردستی همه کارها را خودبهخود از پیش ببرند. من در کوچکترین کاری که تنها بر روی این تصاویر انجام میدهند دخالت دارم. هر روز با آنها در تماس هستم و ماهی دو بار خودم به آنجا میروم و با تکتک هنرمندان صحبت میکنم و مثلاً به آنها میگویم که میخواهم در فلان جای تصویر کمی پلک بزند و یا حرکت کند. ساختن این فیلم برای من یک کار چالش برانگیز واقعی بود چون درست مثل ساختن یک فیلم انیمیشن بود و خیلی سخت بود که احساسات واقعی را در روباتها ایجاد کنید. فیلم ترانسفورمرز نخستین فیلم مایکل بی پس از اثر ناموفق «جزیره» [10] بود که در گیشهها شکست سختی خورد و این کارگردان علت آن را تبلیغات بسیار بد و ضعیف انجام گرفته روی آن میداند. او میگوید: «آن فیلم نخستین شکست من در گیشهها بود اما من هنوز به فیلمسازی علاقه دارم. سه هفته بعد از اکران ضعیف آن بود که به فکر ساخت ترانسفورمرز افتادم.»
مایکل بی از همان نوجوانی ساختن فیلم را با دوربین Super 8 خانوادگیشان آغاز کرد. او در خانوادهای بزرگ شد که او را هنگام تولد به فرزند خواندگی پذیرفته بودند و اگر چه بعدها ادعا کرد که پدر واقعیاش «جان فرانکن هایمر» [11] است، اما این فیلمساز آن را نفی کرد و حتی یک تست DNA آن را منتفی اعلام کرد. مایکل بی کارش را با کارگردانی کلیپهای ویدیوئی آغاز کرد و به عنوان نخستین تجربهی موفق حرفهایاش شهرت روبه افول خوانندهای به نام «دانی ازموند» [12] را از نو احیا کرد. او سپس جذب ساخت آگهیهای تبلیغاتی شد و وقتی که هالیوود از او برای همکاری دعوت کرد با فیلم «پسران بد» که «جری بروکهایمر» [13] تهیه کننده آن بود وارد عرصهی فیلمسازی شد. فیلمهای بعدی او همچون «صخره»، «آرماگدون» و «پسران بد ۲» سرشار از ایدههای نو و هیجان تصویری بودند و مجدداً در همکاری با بورکهایمر در مقام تهیهکننده فیلم «پرل هاربور» [14] را ساخت. او در حال حاضر پروژهی جدید دیگری را در سر دارد اما به جزئیات آن اشارهای نمیکند چون به گفته خودش دو استودیو بزرگ فیلمسازی به دنبال آن هستند. خیلیها معتقدند که کار بعدی او باز هم یک کار بزرگ و خوشساخت خواهد بود، چیزی که این کارگردان همیشه دوست دارد در مورد فیلم هایش بشنود. بی میگوید: «فیلمهای بزرگ و پر سرو صدا را دوست دارم و واقعاً از سرگرم کردن مردم با فیلم هایم لذت میبرم. شاید در آینده فیلمهای کوچک و کم هزینه بسازم، اما در حال حاضر این آن چیزی نیست که استودیوهای بزرگ فیلمسازی از من میخواهند.»
----------
1- Michael Bay
2- Transformers
3- John Hiscock
4- Josh Duhamel
5- Shia LaBeouf
6- Shaun Connery: بازیگر مشهور هالیوود که در فیلمهای معروفی همچون جیمزباند، یازده یار اوشن، صخره و سولاریس نقشآفرینی کرده است.
7- Hasbro
8- Steven Spielberg
9- George Lucas
10- The Island
11- John Frankenheimer: کارگردان شهیر آمریکایی (2002-1930) که فیلمهای معروفی همچون پرندهباز آلکاتراز، کاندیدای منچوری، یک شنبه سیاه و رونین را در کارنامهی هنری خود دارد.
12- Donny Osmond
13- Jerry Bruckheimer: تهیهکننده پرکار هالییود که فیلمهای معروفی همچون اسلحه مرگبار، سقوط شاهین سیاه و صخره را در کارنامهی خود دارد.
14- Pearl Harbor: فیلمی به کارگردانی مایکل بی تولید سال 2001 کمپانی Touchstone Pictures که به ماجرای پرل هاربر، پایگاه نظامی آمریکا در هاوایی میپردازد که در سال 1941 مورد حملهی ارتش ژاپن قرار گرفت.