نوشته: محمدرضا قربانی
![]() ک مثل کینخواهی V for Vendetta, 2005
خلاصه فیلم: جایی در آیندهی بریتانیا، زنی جوان به نام «ای-وی» از موقعیتی بین مرگ و زندگی توسط فردی نقابپوش نجات داده میشود. این فرد «وی» نام دارد. وی، کسی است که با هوش، ذکاوت و هشیاری خود سعی دارد شهروندان را از دست آن چیزی که خود، ظلم مینامد نجات دهد. در پویش او به دنبال آزادسازی مردم انگلستان از نابودی و انحطاط و بیرحمیای که دولت بر آنها تحمیل کرده است، وی به تنهایی، انتقام، خشونت و قصاص میطلبد و به دنبال کینخواهی ِ فردی است. «وی» طبیعتِ بدکردار مأمورین دولت خویش را میشناسد و از مردم میخواهد در راهش به سرنگونی دولت، در پنجم نوامبر به او ملحق شوند. پنجم نوامبر، روز گای فاوکس. در آن روز بود که گای فاوکس در تونلی زیر پارلمان دولتی با 36 بشکه باروت دستگیر شد. او و دار و دستهاش «نقشهی باروت» خیانتکارانهای بر علیه قدرتخواهی دولت خود ریخته بودند. نقشهشان نابودی دولتی دیکتاتوری بود که هرگز شایستهی حکمرانی بر مردم نبود. به افتخار یادمان آن روز، به افتخار مردی که خودش بر سر چوبهی دار رفت، «وی» سوگند میخورد تا نقشهی فاوکس که در پنج نوامبر 1605 ناتمام مانده را کامل کند. او همه ی پارلمان را منفجر خواهد کرد. و در همین حال، «ای-وی» حقایقی از گذشتهی رمزآلود او و گذشتهی خودش را در مییابد و با او در راه انقلاب رکاب میزند. انقلابی که دولتی بیرحم و فاسد را میخواهد از جا برکند.
نظر نگارنده: فیلم ماجرای شخصی نقابدار را بیان میکند که به دنبال انتقام از دولت ِ دیکتاتوری در انگلستان است. تنها چیزی که ما از «وی» میدانیم، همین نامش است. حتی این شورشی، بینندگان را در تنهایی خویش محرم نمییابد و چهرهاش را به ما نشان نمیدهد. وی کسی است که زندگی ِ زنی جوان به نام «ای-وی» را نجات میدهد، اما هدف او فقط نجات زندگی یک نفر نیست. هدفی والاتر دارد، تصمیم دارد دولت را نابود کند، آنهم به شیوهی تروریستی. میخواهد دنیایی جدید ایجاد کند. این فیلم با استفاده از شیوهی تروریسم برای آزادیخواهی، و یا دیالوگی چون : «اگر تعداد مردم کافی باشد، انفجار یک ساختمان هم میتواند دنیا را تغییر دهد.» طعنهای نیشدار به ماجراهای یازده سپتامبر برجهای تجارت جهانی زده و بعضاً با ناراحتیهایی روبهرو شده است. چنین فیلمی با زیاد کردن درد در ذهن بیننده، سعی در نشان دادن عنوان خود دارد، کینخواهی. رابطهی عجیبی بین وی و ای-وی وجود دارد و از اینرو میتوان فیلم را بازتابی از «پرتقال کوکی» یا «فارنهایت 451» دانست. با این وجود، فیلم کماکان اصالت خود را حفظ کرده است. فیلمی است چندلایه که شاید در ابتدا فقط هیجانانگیز به نظر برسد، اما پیامی دارد از مسئولیت هر فرد در مقابل فشارهای سیاسی و تغییرات انقلابی. تم ِ قدرتمند داستانی بر اساس این تفکر است که «ایده، همیشه زنده است. هرچند ممکن است کسی که ایده را داده، خود از بین برود.» این فیلم نوشتهی برادرانی است که فیلم جنجالبرانگیز ماتریکس را ساختهاند، لری و اندی واچفسکی با الهام از رمان گرافیکی آلن مور، رد پایی نیز از خود به جای گذاشتهاند. رمان، که رمانی قرن بیستمیاست چنان تغییر یافته که نمیتوان گفت فیلم در چه سالی اتفاق میافتد. شاید هوگو ویوینگ در این فیلم، پشت نقابی پنهان شده باشد که مخلوطی است از زورو و ژوکر ِ جک نیکلسن. فیلم آن دیالوگهای پر رمز و راز ماتریکس که گاه حتی گیج کننده به نظر می رسید را ندارد. اما جا به جای فیلم بازیهایی با کلمات شده، شاید آنجا که ای-وی به وی میگوید «تو چه کسی هستی؟» پاسخ او در خور توجه باشد: «چه کسی شکلی است به تبع چه!» این فیلم از آن فیلمهایی است که ارزش دیدن را دارد و حتی اگر ما آن را جدی نگیریم، خودش بدجور خودش را جدی گرفته است. مطمئن باشید این فیلم با هیچ کس شوخی ندارد. لینکها: منبع : آکادمی فانتزی |

