تولد و سالهای نخست زندگی
کلارک در ماینهد، در سامرست انگلستان متولد شد. در دوران کودکی از خیره شدن به ستارگان لذت میبرد، و مجلههای قدیمی علمی-تخیلی آمریکایی را میخواند.در سال ۱۹۳۶ بعد از اتمام دبیرستان به لندن رفت و به عنوان مامور حسابرسی در بخش خزانهداری ادارهی آموزش مشغول به کار شد. در جنگ جهانی دوم به عنوان متخصص رادار مشغول به کار شد و درجهی ستوانی نیروی هوایی را دریافت کرد. تنها رمان غیر تخیلی او که مسیر فرود نام دارد، مربوط به دوران خدمت او در ارتش است.
تحصیلات
بعد از جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۴۸ به کالج کینگ لندن وارد شد و مدارک درجه اول در فیزیک و ریاضی اخذ کرد. علاقه او به مرزهای دانش بشری از همان دوران آشکار بود. او در سالهای ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۷ و ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳، رییس انجمن میان سیاره ای بریتانیا بود. مهمترین عملکرد او در این انجمن، ارایهی ایدهی ماهوارههای مخابراتی بود. او فکر میکرد این ماهوارهها بهترین گزینه برای ارتباطات مخابراتی هستند. این ایده ابتدا در سال ۱۹۴۶ در نشریه درون سازمانی همان انجمن منتشر شد و در اکتبر همان سال در نشریه دنیای بیسیم به چاپ رسید. کلارک چندین کتاب غیرداستانی نوشته و در آنها به شرح جزییات فنی و تأثیرات اجتماعی سفرهای فضایی پرداخته. مهمترین این آثار اکتشاف فضا (۱۹۵۱) و نوید فضا (۱۹۶۸) هستند.
دوران نویسندگی
اولین داستان علمی-تخیلی او که منتشر شد، روزنه (Loophole) نام داشت. این داستان در آوریل ۱۹۴۶ در مجلهی داستانهای حیرت انگیز علمی-تخیلی به چاپ رسید. اما اولین داستان علمی-تخیلی که فروخت، گروه نجات بود که در می سال ۱۹۴۶ در همان مجله به چاپ رسید. در سالهای اولیه نویسندگیاش، سه بار از نام مستعار چارلز ویلیس و یک بار از نام مستعار ای. جی. اوبرین استفاده کرد. داستانهایی که با استفاده از این اسامی مستعار نوشته، بین سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۵۱ در مجلههای انگلیسی به چاپ رسیدند.
کلارک مدت کوتاهی ویراستار مجلهی گزیدههای علم بود.اما از سال ۱۹۵۱ به طور تمام وقت به نوشتن پرداخت. کلارک درسال ۱۹۵۱ داستان کوتاه نگهبان را برای شرکت در مسابقهای که از طرف BBC برگزار شده بود نوشت. اگرچه داستان برای مسابقه پذیرفته نشد، اما بر نحوهی نگارش و سمت و سوی زندگی حرفهای کلارک تاثیر گذاشت. داستان دربارهی کشف ابزاری است که نژادی قدیمی و پیشرفته میلیونها سال قبل آن را ساختهاند. این شی، تکسنگی است که در ماه کار گذشته شده. سنگ نوعی جعبهی اسرار است. در این داستان مفاهیمی معنوی مطرح میشوند، که بعدها در بسیاری دیگر از داستانهای کلارک دیده میشوند. میتوان گفت این پرداخت به معنویت، یک نوع دغدغهی خاطر برای کلارک بوده و تقریباً در تمام آثارش نمود مییابد. زاویهی دید کلارک نسبت به امور ماورایی، رها از قید و بند مذاهب خاص است و در برگیرندهی نگرش خاص خود کلارک است. شاید هم بتوان گفت کمی متأثر از عرفان شرق دور است. به هر حال این داستان که بعدها ادیسه فضایی ۲۰۰۱ و دنبالههای آن از روی آن نوشته شدند، نقطهی آغاز تغییر سبک نوشتههای کلارک بود.
در کتاب نمودی از آینده (Profiles of Future) او نمای کلی جامعهی آینده را تصویر کرده است و در همین کتاب است که سه قانون مشهورش را بیان کرده است.
در سال ۱۹۶۴ همکاری را با استنلی کوبریک برای ساخت فیملی بر اساس ادیسه ۲۰۰۱ آغاز کرد. او و استانلی کوبریک برای ساخت این فیلم، جایزهی اسکار دریافت کردهاند.
ازدواج
او در سال ژوئن سال ۱۹۵۳ با ماریلین میفیلد ازدواج کرد و در دسامبر همان سال هم از همسرش جدا شد. او در این باره گفته است: «ازدواج من از همان ابتدا نامناسب بود. این بهترین دلیلی است که نشان میدهد، من اهل ازدواج نیستم، اما من فکر میکنم هر شخصی باید حتماً یکبار ازدواج کند.»
مهاجرت به سری لانکا
او اولین بار در سال ۱۹۵۴ به کلمبو سریلانکا رفت. در سال ۱۹۵۴ توجه کلارک از فضا به سمت دریا معطوف شد. او گفته است: «حالا می فهمم که علاقهی من به فضانوردی بود که مرا به سوی اقیانوس هدایت کرد. در هر دوی آنها اکتشاف هست، اما این تنها دلیل نیست. هنگامی که اولین تجهیزات غواسی در اواخر دههی ۱۹۴۰ به بازار آمد، من ناگهان متوجه شدم، راهی آسان و ارزان برای تجربه کردن شگفتانگیزترین جنبهی پروازهای فضایی وجود دارد و آن شگفتانگیزترین جنبه، بیوزنی است.»
کلارک در سال ۱۹۵۶ به کلمبو در سریلانکا مهاجرت کرد و از آن زمان تا کنون در آنجا اقامت دارد. کلارک هم شهروند انگلستان است و هم شهروند سریلانکا.
او در سریلانکا به اکتشافات زیر دریا رفته و عضو کلوپ اکتشافات زیر دریا نیز بوده است.
در حال حاضر کلارک مبتلا به سندرم پست پلیو است و همیشه در صندلی چرخدار نشته است و جز برای چند ثانیه قادر به ایستادن نیست.
سابقهی نگارش
اولین داستان های کلارک بسیار علمی-تخیلی هستند و میتوان آنها را علمی-تخیلی سخت طبقهبندی کرد. اکثراً ساختیافته هستند و معمولا حول یک مسالهی علمی شکل گرفتهاند و با شوکی خاتمه مییابند. اولین رمان هایی که نوشت در سال ۱۹۵۱ منتشر شدند. این دو رمان عبارتند از سرآغازی بر فضا (Prelude to Space) و شنزارهای مریخ. مشکل این دو رمان این بود که، هر دوی آنها نثری خشک داشتند. داستانهای بعدی کلارک از این لحاظ بهتر بودند، اما او هرگز نتوانست به طور کامل بر خشکی نثرش غلبه کند.
میتوان گفت ، این دو اثر نگاهی خوشبینانه نسبت به آیندهی علم بشری هستند. رمان بعدی او که جزیرهای در آسمان نام داشت نیز از همین الگو تبعیت میکرد. داستان درباره پسری است که در یک ایستگاه فضایی مدارگرد زندگی میکند.
در مجموعه داستان کوتاه سفر اکتشافی به زمین، نوعی نگرش جدید دیده می شود. این مجموعه در سال ۱۹۵۳ منتشر شده است. داستان نگهبان نیز در همین مجموعه به چاپ رسیده است. همانطور که گفته شد، داستان نگهبان راه را برای ورود عناصر اسرارآمیز و ماورایی به داستانهای کلارک باز کرد. داستانهای شهر و ستارگان (۱۹۵۶) و پایان طفولیت نمونههایی هستند که نمایانگر دغدغدهها و اندیشههای ماورایی کلارک هستند. آرتور سی. کلارک یک نویسندهی علمی-تخیلی سخت به شمار میآید و به نوشته دایرهالمعارف علمی-تخیلی با داستان نگهبان، برای نخستین بار تناقضی درباره اندیشههای کلارک آشکار میشود. کلارک نویسندهای که بیش از تمام نویسندگان علمی-تخیلی به داشتن معلومات و دانش تکنیکی مشهور است، به شدت مجذوب متافیزیک و امور اسرارآمیز است. کلارک مردی که در دنیای علمی-تخیلی عقایدش، نمایانگر اعتقاد خوشبینانه او به بلندپروازی روح انسان است و این ایده که چیزی وجود ندارد که بشریت از پس آن برنیاید، متعلق به اوست، بیشتر به خاطر ارایهی تصویری از بشریت، که در کنار تمدن کهن بیگانه و فرزانگی و دانش نژادی ناشناخته، کودکی بیش نیست، شناخته شده است. شاید این نژاد فرزانه و پیشرفتهی بیگانه نزدیک ترین چیز به مفهوم مذهبی خدا باشد. اعتقادات فرویدی بر این است که بشریت ناشاد است و همیشه به دنبال پدری گمشده میگردد و میتوان گفت این تلاش برای جایگزین کردن این پدر، در برخی نوشتههای علمی تخیلی، بسیار نمایان است. چنین درونمایهای را می توان در داستان نگهبان مشاهده کرد.
شهر و ستارگان از دید برخی منتقدان به یادماندنیترین اثر کلارک است. پایان طفولیت نیز از دیگر آثار به یادماندنی و تاثیرگذار کلارک به شمار می رود.
روشنایی زمین را در سال ۱۹۵۱، به سوی فردا در سال ۱۹۵۶، اعماق سال ۱۹۵۴، سوی دیگر آسمان سال ۱۹۵۸، ریزش غبار ماه سال ۱۹۶۱، داستانهای ده دنیا سال ۱۹۶۲، جزیرهی دلفین سال ۱۹۶۳ و مسیر فرود در سال ۱۹۶۳ منتشر شدند.
داستان کوتاه ستاره برندهی جایزهی هوگو شده است. ستاره داستان تبدیل شدن یک ستاره به ابرنواختر و نابود شدن تمدن سیارهای است که حول آن ستاره میگردد. این ستاره همان ستارهای است بشارتدهندهی تولد عیسی مسیح شد. در سالهای دهه ۱۹۶۰ کلارک، بیشتر وقت خود را صرف نگارش داستانهای غیرتخیلی کرد. بیشتر این کتابها درباره اکتشافات زیردریا بودند. او به غواصی و کشف شگفتیهای زیر دریا علاقمند بود، و این یکی از دلایل سکونت او در سریلانکا بود. ملاقات با مدوزا در سال ۱۹۷۲ برنده جایزه نبیولا شد. بعد از انشار ادیسه ۲۰۰۱ او بسیار مشهور شد و چند سال بعد از آن قراردادی بست که سه داستان بلند دیگر بنویسد و طبق این قرارداد مبلغی دریافت کرد که تا آن زمان برای انتشار هیچ داستانی پرداخت نشده بود. این سه داستان، ملاقات با راما (۱۹۷۳)، امپراتوری زمین: فانتزی عشق و نفاق (۱۹۷۵) و فوارههای بهشت (۱۹۷۹) بودند. هر سه کتاب، در سال انتشارشان پرفروشترین شدند. فوارههای بهشت برندهی جایزهی هوگوی بهترین داستان در سال ۱۹۸۰ شده است.
ادیسه ۲۰۱۰ را که ادامهی ادیسه ۲۰۰۱ بود در سال ۱۹۸۲ منتشر ساخت. ۲۰۶۱: ادیسهی سه، که ادامهی ادیسهی ۲۰۱۰ بود در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و داستان همچنان ناتمام به نظر میرسید. در سالهای دههی ۱۹۸۰ کلارک به بیماری مبتلا شد که سیستم عصبی او را به تدریج تحت تأثیر قرار میداد، اما به فعالیتهایش ادامه داد.
اما بیماری به این معنی بود که بسیاری از کارهای او باید به صورت اشتراکی انجام میشد. این امر تاحدودی باعث ناامیدی منتقدان شد. کلارک سه داستان در ادامهی ملاقات با راما نوشته است و در هر سهی آنها با جنتری لی همکاری کرده است. در این داستانها ایدهی اصلی از کلارک و پرداخت داستان با جنتری لی بوده است. راما دو درسال ۱۹۸۹، باغ راما در سال ۱۹۹۱ و راز راما در سال ۱۹۹۳ منتشر شدند. نحوهی نگارش لی متفاوت از کلارک است و این نکته در مجموعهی راما به وضوح قابل مشاهده است.
آخرین اثر کلارک که هنوز منتشر نشده The Last Theorem نام دارد.
افتخارات
در سال ۲۰۰۰ از سوی ملکهی انگلستان لقب شهسوار پادشاهی انگلستان با خطاب سر به او اعطا شد. اما به دلیل وضعیت جسمانی نتوانست به انگلستان سفر کند تا شخصاً آن را از ملکه دریافت کند.
یک سیارک به افتخار او، کلارک ۴۹۲۳ نامگذاری شده است. آثار او چندین بار برندهی جوایز مختلف شدهاند، از جمله جایزهی اسکار برای فیلم ۲۰۰۱ ادیسهی فضایی همراه استنلی کوبریک.
نقل قولها
- «هر فنآوری که به حدی از پیشرفت رسیده باشد، از جادو غیر قابل تشخیص است.»
- «حقیقت همیشه عجیبتر از هر چیزی است.»
- «تنها راه برای کشف مرزهای ممکن، این است که جرات کنیم قدری آنها را پشت سر گذاشته و به طرف ناممکن پیش برویم.»
- «هنگامیکه دانشمندی معروف و سالخورده بگوید چیزی امکانپذیر است، میتوان احتمال داد حق با اوست. اما هنگامیکه بگوید چیزی غیرممکن است، به احتمال قریب به یقین اشتباه می کند.»
- «بعضی وقتها فکر میکنم در جهان تنها هستیم، بعضی وقتها فکر میکنم تنها نیستیم. در مورد هر دو ایده، یک جای کار میلنگد.»
- «چقدر نام زمین برای این سیاره نامناسب است، وقتی به وضوح می توان دید که این سیاره اقیانوس است.»
- دربارهی یوفو (UFO): «آنها چیزی درباره حیات هوشمند فرازمینی به ما نمیگویند، بلکه ثابت میکنند تعدادشان روی زمین چقدر کم است.»
آثار
- سرآغاز فضا (۱۹۵۱)
- شنزارهای مریخ (۱۹۵۱)
- جزیرهای در آسمان (۱۹۵۲)
- در برابر سقوط شب (۱۹۵۳)
- پایان طفولیت(۱۹۵۳)
- روشنایی زمین (۱۹۵۵)
- شهر و ستارگان (۱۹۵۶)
- اعماق (۱۹۵۷)
- ریزش غبار ماه (۱۹۶۱)
- جزیره دلفین (۱۹۶۳)
- مسیر فرود (۱۹۶۳)
- ۲۰۰۱ ادیسهی فضایی (۱۹۶۸)
- شیر کماری و در برار سقوط شب (۱۹۶۸)
- ملاقات با راما (۱۹۷۳)
- امپراطوری زمین(۱۹۷۵)
- فواره های بهشت (۱۹۷۹)
- ۲۰۱۰ ادیسه دو (۱۹۸۲)
- نغمه های زمین دوردست (۱۹۸۶)
- ۲۰۶۱ ادیسه ۳ (۱۹۸۸)
- ملاقات با مدوزا(۱۹۸۸)
- گهواره (۱۹۸۸ اشتراکی با جنتری لی)
- راما ۲ (۱۹۸۸ اشتراکی با جنتری لی)
- آنسوی سقوط شب (۱۹۹۰ اشتراکی با گرگوری بنفورد)
- روحی از گرندبکس (۱۹۹۰)
- باغ راما (۱۹۹۱ اشتراکی با جنتری لی)
- راز راما (۱۹۹۳ اشتراکی با جنتری لی)
- پتک خدا (۱۹۹۳)
- ریشتر ۱۰ (۱۹۹۶ اشتراکی با مایک مککوی)
- ۳۰۰۱ ادیسه پایانی (۱۹۹۷)
- ماشه (۱۹۹۶ اشتراکی با مایکل پیکیوب)
- پرتو روزهای دیگر (۲۰۰۰ اشتراکی با استفان بکستر)
- چشم زمان (۲۰۰۴ اشتراکی با استفان بکستر)
- توفان خورشیدی (۲۰۰۵ اشتراکی با استفان بکستر)
آثار این نویسنده به فارسی
- آیا فردا؛ هوشنگ غیاثینژاد؛ پاسارگاد؛1370
- امپراتوری زمین؛ محمد قصاع؛ آبنوس؛ 1373
- انسان و فضا؛ کریم امامی؛ روزن؛ 1349
- بازی بزرگ؛ كامبیز میرفلاح؛ پاسارگاد؛ 1373
- باغ راما؛ ناصر بلیغ؛ نقطه؛ [بیتا.]
- پایان طفولیت؛ رسول وطندوست؛ [بینا.]؛ 1362
- پایان كودكی؛ جهانگیر بیگلری؛ چكامه؛ 1362
- پرتوی روزهای دیگر؛ محمد قصاع؛ البرز-پیکان؛ 1382
- جزیرههایی در آسمان؛ محمد قصاع؛ كیوان؛ 1378
- چشمههای بهشت؛ محمد قصاع؛ افق؛ 1381
- 2010، اودیسهی دو؛ رضا فاضل؛ سروش؛ 1374
- 2061، اودیسهی سه؛ پرویز قوامی؛ سروش؛ 1379
- 2061، اودیسهی سه؛ رضا فاضل؛ فاخته؛ 1372
- راز راما؛ ناصر بلیغ؛ نقطه؛ 1377
- راز كیهان (2001، اودیسهی فضایی)؛ پرویز دوایی؛ كتابهای جیبی- فرانكلین؛ 1348
- راز کیهان؛ پرویز دوایی؛ جیبی؛ 1354
- راز كیهان(2)؛ هوشنگ غیاثینژاد؛ پاسارگاد؛ 1374
- رامای دو؛ ناصر بلیغ؛ نقطه؛ [بیتا.]
- رامای دو؛ عبداالله نورایی؛ پاسارگاد؛ 1377
- روح سرگردان؛ محمد قصاع؛ آبنوس؛ 1373
- روحی از گرندبنكس؛ محمد عمادی؛ هرم؛ 1371
- روشنایی زمین؛ مهوش مجذوب ؛ كتابِ روز؛ 1380
- ریزشِ غبارِ ماه؛ هوشنگ غیاثینژاد؛ پاسارگاد؛ 1363
- ریشتر ده؛ محمد قصاع؛ پیكان؛ 1377
- زمیناَفروز؛ هوشنگ غیاثینژاد؛ پاسارگاد؛ 1373
- سفر اكتشافی به زمین؛ محمد قصاع؛ افق؛ 1375
- 3001، آخرین اودیسه؛ پیمان اسماعیلیان؛ نقطه؛ 1377
- شهر و ستارگان؛ محمدرضا عمادی؛ هرم؛ 1371
- عملیات آخر: تالاسا؛ پیمان اسماعیلیان؛ افق؛ 1381
- مسابقات تسلیحاتی؛ كامبیز میر فلاح؛ پاسارگاد؛ 1373
- ملاقات با راما؛ محمد قصاع؛ افق؛ 1376
- ملاقات با عروس دریایی؛ رضا فاضل؛ فرزان؛ 1378
- ملاقات در سپیدهدم؛ كامبیز میرفلاح؛ پاسارگاد؛ 1373
- میعاد با راما؛ هرمز حبیبی اصفهانی؛ نقطه؛ 1372
- نور زمین؛ محمد قصاع؛ افق؛ 1374

