جمال خداپناهی مدیر انتشارات بهنام درباره این مجموعه به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: این مجموعه که همچون نسخه اصلی آن "هری پاتر و قدیسان مرگبار" نام دارد در دو جلد روانه بازار نشر خواهد شد.

به گفته خداپناهی دو مترجم دیگر نیز محمد نورالهی را در ترجمه هفتمین هری پاتر یاری کردهاند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا استفاده از چند مترجم به نثر اثر ضربه منفی وارد میکند یا خیر اظهار داشت: به طور قطع بی تاثیر نخواهد بود اما مترجم اصلی کتاب بر تمام مراحل ترجمه نظارت داشته و تغییرات لازم را ایجاد کرده است.
وی با اشاره به اینکه 15 هزار نسخه از جلد ششم هری پاتر توسط انشارات بهنام به فروش رسید گفت: پیش بینی میکنیم هفتمین هری پاتر هم فروش مطلوبی داشته باشد.
این کتاب 825 صفحه ای که در مدت 27 روز به وسیله نوراللهی ترجمه شده از سه شنبه 23 مرداد توسط نشر بهنام روانه کتابفروشی ها شد. به گفته مترجم، "هری پاتر و قدیسان مرگبار" اوایل مردادماه موفق به دریافت مجوز نشر از سوی وزارت ارشاد شد.
این نخستین ترجمه فارسی هری پاتر و قدیسان مرگبار است که پس از حدود یک ماه از انتشار آخرین جلد هری پاتر ،با قیمت 95000 ریال منتشر می شود.
محمد نوراللهی پیش از این، "هری پاتر و شاهزاده نیمه اصیل" را هم ترجمه و به وسیله نشر بهنام منتشر کرده بود. از این مترجم هفته گذشته رمان "الدست" نوشته کریستوفر پائولینی به چاپ رسید.
هری پاتر به پایان رسید و افسانه آن تا قرن ها با ما و فرزندان ما همراه خواهد بود.شاید روزی فرزندان ما به ما غبطه بخورند که در زمانی می زیستیم که رولینگ کتابهای هری پاتر را نوشت در زمانی که ما هری پاتر را با روح و جان خویش حس کردیم با ان زندگی کردیم و مطمئنا خاطره آن تا پایان با ما همراه خواهد بود.
ترجمه کامل و رایگان هری پاتر ۷ را با عنوان هری پاتر و قدیسان مرگبار توسط آکادمی فانتزی:![]()
فصل اول از برگردان جلد هفتم مجموعهی هری پاتر
فصل دوم هری پاتر 7 برگردان توسط اکادمی فانتزی
فصل سوم هری پاتر و قدیسان مرگبار
فصل پنجم هری پاتر و مقدسات مرگ فصل ششم هری پاتر و قدیسان مرگ فصل 7 فصل 8
ترجمه کامل و رایگان هری پاتر ۷ را با عنوان هری پاتر و قدیسان مرگبار توسط وبلاگ هری پاتر ۲۰۰۰:
فصل 1 فصل 2 فصل 3 فصل 4 فصل 5 فصل 6 فصل 7 فصل 8 فصل 9 فصل 10
فصل 11 فصل 12 فصل 13 فصل 14 فصل 15 فصل 16 فصل 17 فصل 18 فصل 19
فصل 20 فصل 21 فصل 22 فصل 23 فصل 24 فصل 25 فصل 26 فصل 27 فصل 28
فصل 29 فصل 30 فصل 31 فصل 32 فصل 33 فصل 34 فصل 35 فصل 36 فصل 37
دانلود کتاب هفتم هری پاتر به صورت یکجا با حجم کم توسط وبلاگ هری پاتر ۲۰۰۰:
هري پاتر و قديسان مرگبار هري پاتر و يادگارهاي مرگ هري پاتر و مقدسات مرگ
ترجمه كامل و ويرايش شده هري پاتر 7 دانلود رايگان هري پاتر 7 با ترجمه كامل و ويرايش شده
لینک پشتیبان ۱: برای رفتن به صفحه دانلود اینجا را کلید کنید.
لینک پشتیبان ۲: برای رفتن به صفحه دانلود اینجا یا اینجا را کلید کنید.

«هری پاتر و قدیسان مرده» نوشته جی.کی.رولینگ، کتاب هفتم و پایانی از پرفروشترین مجموعه های داستانی، در 00:01 بامداد بیست و یکم جولای 2007 پخش میشود، این خبر امروز توسط اسکولاستیک، کمپانی انتشارات آموزش و رسانهای جهانی کودکان اعلام شد.
در اعلان این خبر، لیزا هولتون، رئیس اسکولاستیک بیان کرد، «ما بسیار از اعلام تاریخ انتشار کتاب هفتم از این مجموعهی عالی هیجانزده هستیم. به میلیونها خواننده جی.کی.رولینگ در انتظار آنچه پیش روی است میپیوندیم.»
«هری پاتر و شاهزاده دورگه»، کتاب ششم هری پاتر، در تاریخ 16 جولای 2005 منتشر شد و با فروش 6.9 میلیون نسخه در بیست و چهار ساعت اول به عنوان سریعترین کتاب فروختهشده در تاریخ شناخته شد.
اسکولاستیک، «هری پاتر و قدیسان مرده» (شابک: 5-01022-545-0 ، قیمت: 34.99 دلار) را در جلد سخت، تحت نشان آرتور آ.لوین و با تصویرسازی و طرح جلد ماری گرندپری، که تصویرسازی کتابهای قبلی را نیز بر عهده داشته است، روانه بازار خواهد کرد. به طور همزمان نسخه لوکس (شابک: 6-02937-545-0 ، قیمت: 65 دلار) و نسخه کتابخانهای (شابک: 8-02936-545-0 ، قیمت: 39.99 دلار) نیز عرضه خواهند شد.
* بلومزبری، ناشر انگلیسی هم قیمت کتاب را 99/17 پوند اعلام نموده و همزمان نسخهی ویژه هدیه و کتاب صوتی آن را عرضه خواهد کرد.
منبع : آکادمی فانتزی
برای آشنایی با اسم کتاب و یا طرز باز کردن این در مرموز بر روی ادامه کلیک کنید
به سایت رولینگ بروید و بر روی پاک کن کلیک کنید
1-بر روی دستگیره در داخل آینه کلیک کنید تا درخت کریسمس را ببینید
2-بر روی نیمه بالایی در اصلی کلیک کنید تا حلقه گل را مشاهده کنید
3-بر بالای آینه(نزدیک سقف اتاق در اینه ) کلیک کنید تا آویزهایی آشکار شود
4-اگر بر روی تار عنکبوت گوشه آینه کلیک کنید ، هر دو تار عنکبوت کنار میروند
5-بر روی چهارمین ناقوس در پنجره، کلیک کنید تا کلید ظاهر شود
6-کلید را تا قفل بکشید و رها سازید تا در باز شود
7-یک کادو آنجا هست، بر روی روبان کادو کلیک کنید تا باز شود
8-بر روی کاغذ داخل جعبه کلیک کنید تا بازی "مرد سر به دار" شروع شود
9-این بازی را تمام کنید، با نام کتاب هفتم آشنا میشوید(با کیبورد حروف را وارد کنید)
در اينجا ميتوانيد تصوير نام كتاب را ببينيد.
نام کتاب هفتم:هری پاتر و قدیسهای مرگبار
Harry Potter and the Deathly Hallows
((البته مانند تمام کتابها اسم این کتاب هم ابهام دارد))
بلومزبری نیز نام این کتاب را تایید کرده است.
منبع: ماگل نت
| "دانيل رادكليف"، بازيگر هفده ساله مجموعه فيلم هاي "هري پاتر" كه بر اساس رمان هاي پرفروشي از "جي. كي. رولينگ"، نويسنده بريتانيايي ساخته شده اند، اين روزها درگير بازي در قسمت پنجم اين مجموعه با عنوان "هري پاتر و محفل ققنوس" است. رادكليف در تابستان امسال امتحانات نهايي اش را با موفقيت پشت سر گذاشت و چند روز پيش همراه با دوستانش در جشنواره Reading كه بزرگترين جشنواره موسيقي زنده در بريتانيا محسوب مي شود، حضور يافت. جديدترين گفتگوي او كه روز يكشنبه 22 اكتبر (30 مهر ماه) در نشريه نيوزويك منتشر شده، به مشكلات او به خاطر شهرت، دوستانش، ديدارش با جي. كي. رولينگ و زندگي روزمره اش پرداخته است. "شون اسميت"، خبرنگار نيوزويك اين گفتگو را با او انجام داده است. * وقتي به مكان هاي عمومي مي روي - مثل همين جشنواره Reading كه تازگي ها رفته بودي - نگران نيستي كه مردم تو را بشناسند؟ اين كه مردم مرا بشناسند مشكلي ايجاد نمي كند، تنها چيزي كه بايد نگرانش باشم، خبرنگارها هستند. اما خوشبختانه من و دوستانم در اين جشنواره از دست خبرنگارها قسر در رفتيم. آنها فقط توانستند يك عكس از من بگيرند و درباره كلاهي كه در اين جشنواره سرم گذاشته بودم، چيزهايي بنويسند. عجب خبر مهمي! (مي خندد.) پس اين كه مردم مرا بشناسند مسئله اي نيست. * بارها ديده ام كه مردم ديوانه بار برايت فرياد مي كشند. از اين رفتار آنها چه احساسي به تو دست مي دهد؟ اين را به صورت روزانه تجربه نكرده ام چون بيشتر روزهايم را سر صحنه فيلم هستم و اينجا هم همه مرا مي شناسند و از ديدنم تعجب نمي كنند. حدس مي زنم مردمي كه مرا در فيلم هايم مي بينند، كمي وحشت زده مي شوند. اين براي من عجيب است چون خودم را مي شناسم و مي دانم كه در من واقعاً چيزي براي وحشت كردن وجود ندارد. پس وقتي در نمايش هاي اوليه فيلم هايم شركت مي كنم، واكنش هاي خيلي عجيبي مي بينم مثلاً از ماشين پياده مي شوم و ناگهان صدها نفر اسمم را فرياد مي زنند. اسم آدم براي خودش مفهوم خاصي ندارد، فقط يك اسم است، مثل "ميز" يا چيزي شبيه به اين، پس وقتي مردم ناگهان آن را فرياد مي زنند، عجيب ترين حس ممكن به من دست مي دهد. اين احساس در عين حال بسيار افتخارآميز است چون تو روي يك فيلم يك سالي كار مي كني و ناگهان اين همه آدم از راه مي رسند و از تو قدرداني مي كنند. اين حس عالي است. * شش سال است كه داري نقش هري پاتر را بازي مي كني. هنوز هم از اين نقش لذت مي بري؟ بازي در اين فيلم بزرگترين تفريح من محسوب مي شود، به ويژه به خاطر كار با افرادي چون "ايملدا استانتون" (كه نقش پروفسور دالارس اومبريج، الهه انتقام هري پاتر را بازي مي كند) و "ديويد ييتس"، كارگردان فوق العاده مان كه من تمام اوقات زندگي ام را صرف كار با او كرده ام. او مرا به جلو هل مي دهد، حتي خيلي جلوتر از جايي كه تا كنون در آن بوده ام. البته اين به آن معنا نيست كه كار با كارگردان هاي قبلي به ضرر من بوده است چون خودم هم قبلاً اين توانايي را نداشتم اما بايد بگويم كه ديويد در زمان دست با من برخورد كرد. * هري پاتر در كتاب "هري پاتر و محفل ققنوس" خيلي عصباني و تلخ تر شده است. به نظر من او احساسي را دارد كه بسياري از بازماندگان جنگ دارند و آن احساس گناه زنده ماندن است. به نظرم او فكر مي كند كه بايد به جاي "سردريك" (ديگوري، كه در داستان هري پاتر و جام آتش توسط لرد ولدمورت كشته شد) او مي مرد. سردريك براي ولدمورت آنقدرها اهميت نداشت و بنابراين هري با خودش فكر مي كند كه: ولدمورت دنبال من بود و من بايد كشته مي شدم. * خوانندگاني را مي شناسم كه اين كتاب را دوست ندارند چون عصبانيت هري برايشان آزاردهنده است. آنها فكر مي كنند كه اين احساس به اين شخصيت نمي آيد. من اين شانس را داشتم كه براي اين فيلم يك ساعتي را با جي. كي. رولينگ بگذرانم. رولينگ به من گفت: «اگر مردم بگويند كه عصبانيت هري را در اين كتاب دوست ندارند، معلوم مي شود كه كتاب را آنقدرها عميق نخوانده اند.» اگر اتفاقاتي را كه براي هري افتاده مرور كنيم، متوجه مي شويم كه اغلب مردم در چنين موقعيت هايي بسيار بيشتر از هري عصباني مي شوند. اتفاقاً هري به نسبت هر چيزي كه برايش پيش مي آيد، كاملاً متعادل رفتار مي كند. او بداخلاق نيست. * در جايي خواندم كه نتيجه امتحانات نهايي ات خوب شده است. بله. خيلي خوب شد. من بابت آن خيلي هيجان زده ام. هميشه خيلي خوب درس مي خواندم اما هيچ گاه از درس خواندنم مثل اين نتيجه نگرفته بودم. * اگر مي فهميدي كه همه مردم از نمره هايت، حالا هر چه كه باشند، با خبر مي شوند، ناراحت مي شدي؟ اوم، نه. اگر نمره هايم بد بودند، آنها را به هيچ كس نمي گفتم و اگر نمره هايم در روزنامه ها منتشر مي شد، مي گفتم: واي از دست اين روزنامه ها. هر چيزي را كه مي خوانيد باور نكنيد. (مي خندد.) * حالا مي خواهي به كالج بروي؟ مي خواهم يك سالي را در درسم وقفه بيندازم و بعد موقعيتم را بررسي كنم. در سال آينده من در نمايشي بازي مي كنم و نمي توانم هم هشت اجرا در هفته داشته باشم و هم به كالج بروم. علاوه بر اين، هنوز بايد بنشينم و ببينم رفتن به كالج چقدر به سود و چقدر به ضررم است. فعلاً فقط به خاطر اين يك سال وقفه خوشحالم. اين عالي است! اين يعني آزادي! معركه است! * فكر كرده اي كه بازيگري را به عنوان حرفه اصلي ات انتخاب كني؟ بله. در اين شغل تو مي تواني با افراد زيادي كه گذشته هاي بسيار متفاوتي با هم دارند، ملاقات كني. تو اين شانس را داري كه چيزهاي جديدي را درباره خودت كشف كني. بازيگري درست مثل خواندن يك كتاب است، در اين شغل تو چيزي را از خلال چشم هاي يك شخص ديگر تجربه مي كني. اين شخصيت را از طريق بازي كردن آن كشف مي كني و اعتقاداتش باعث مي شود كه بايستي و خود را زير سؤال ببري. بازيگري بعضي وقت ها كاملاً جنبه شهودي به خود مي گيرد. پس، بله، من مطمئناً مي خواهم بازيگر شوم؛ اين كار را خيلي دوست دارم. اما دلم مي خواهد نويسنده هم بشوم. عاشق ساختن فيلم كوتاه هستم، فقط براي اين كه ببينم چه جوري است. اما در كل چيزي درباره فنون آن نمي دانم. من شش سال در كار سينما بوده ام و شايد فكر مي كنيد هر دو كار (بازيگري و كارگرداني) را ياد گرفته ام. (مي خندد.) * اين كه شاهد رشد تو در فيلم هاي هري پاتر بوديم، خيلي جالب بود. به فيلم هاي اولت از اين زاويه ديد نگاه مي كني؟ نه. اين كار را وقتي مثلاً سي يا چهل سالم شد و بچه دار شدم مي كنم. بچه هايم را مي نشانم و مي گويم: ببينيد، هم سن شما كه بودم اين كارها را كرده بودم. شما چه كار كرده ايد؟ (مي خندد.) با تشکر از خبرگزاری میراث فرهنگی |
دراین جا، پنج پیشنهاد جادویی برای شما آورده ایم. شاید به کمک اینها بتوانید داستانهای جذاب وخواندنی بنویسید.
حتما قبول دارید که هرنوشته جالبی خوانده شود والبته بارها وبارها خوانده شود ، این نوشته ممکن است داستان باشد ، یا خاطرات روزانه و یا حتی نامه . قبل ازهر چیز باید بدانید که دومسئله اصلی ومهم هرکتابی را جذاب وخواندنی میکند : یکی اینکه چه چیزی می خواهید بگویید( یعنی موضوع) ؛ دیگری چه طور می خواهید آن را بگویید( یعنی سبک) . درهر شاهکاری این دو عنصر باهم جمع شوند و آن شاهکار را می سازند. اما اول باید ببینیم چه طور باید موضوع جذابی را برای نوشتن پیدا کنیم .
1ماجرا را همان طور که اتفاق افتاده تعریف کنید
تابستان گذشته را چطور گذراندید؟ دراردویی که با مدرسه رفته بودید، چه اتفاق با مزه ای افتاد؟ وقتی معلمتان از دست شما عصبانی می شود، چه احساسی دارید؟ چه حسی دارید وقتی با دوستتان دعوایتان می شود؟
پیش ازهر چیز، تجربه تان را بنویسید ؛ شادی، غم یا عصبانیت ؛ آن طوری که فکر می کردید یا احساسی که درآن زمان داشتید. به این ترتیب، داستان شما شروع به حرکت می کند. این سفری است که نویسنده آغاز می کندوهمان کاری است که روزنامه نگارها هم می کنند. آنها همه آنچه را که می بینند، می شنوند واحساس می کنند، می نویسند ؛ همان طور که اتفاق افتاده. وقتی درباره جایی ، آدمهایی یا اتفاقی که می نویسید، به دنبال چیزهایی بگردیدکه واقعا برایتان جالب باشد. دراین صورت، این شانس راخواهید داشت که داستانتان برای خوانندگانتان هم جالب وخواندنی باشد.
2 یک گِرم تجربه، یک بشکه تخیل
می دانید که تخیل نقطه مقابل واقعیت است. اما موضوع این است که بعضی چیزها واقعیت ندارند، اما باور کردنی هستند. وقتی شما داستانی تخیلی را خیلی جدی ومصمم تعریف کنید، واقعی به نظر می رسد.
حتی بیشتر داستان های کاملا خیالی که تعریف می کنید، از تجربه های واقعی شما الهام گرفته شده است. برای مثال، شما آتش را می شناسید وحرارت آن را احساس کرده اید، اقیانوس را هم دیده اید. حالا می توانید نگاهتان رااز بیرون به درونتان ببرید واقیانوس آتش را در ذهنتان ببندید، نه؟
3 کار استادان بزرگ را دنبال کنید
داستان نویسهای بزرگ ازطریق کتابهایشان، هنر ترکیب واقعیت وخیال را به شمایاد می دهند. آنها به شما نشان میدهند که چه طور
فکرهایتان را به شکل تأثیر گذار وبا کلمه های درست بیان کنید.
برای نویسندۀ تازه کار، هیچ چیز مهم تر ازخواندن نیست.
4 چشم ها وگوش هایتان را باز کنید
داستان های زیبا وخواندنی پر از شخصیت های زنده اند. بسیاری از این شخصیت ها را انگار قبلا دیده اید . کجا؟ در خیابان ، در فروشگاه، در مدرسه، حتی خانه خودتان!
نویسنده خوب تماشاگر وشنونده بسیار خوبی است. در اطراف شما بی نهایت آدم وچیز جالب وجود دارند. اینها می توانند شخصیت وماجراهای کتاب شما باشند؛ بقال غرغروی محله،
گربه های همسایه که کیسه های زباله را پاره می کنند، دکتر خانوادگی که آدم مهربانی هم است. آدم بی حوصله ای که منتظر اتوبوس ایستاده، معلمی که وقتی از او موضوع سختی را سؤال می کنید به عطسه می افتد، وحتی خود شما!
می دانید« هرمیون گرنجر»، دوست هری پاتر دقیقا مثل جی.کی. رولینگ (1) در دوران دانش آموزی اش است؟ خود رولینگ می گوید که درست مثل هرمیون، درسخوان بود؛ اگرچه مثل اوباهوش نبود!
5 رؤیا
وقتی رؤیا می بافید، هیچ محدودیتی وجود ندارد. آیا ماشین پرنده « رون ویزلی» یا ساعت زمان برگردان هرمیون در دنیای واقعی وجود دارند؟ اما همه اینها در دنیا رؤیایی جی.کی.رولینگ هستند.
یادتان باشد داستان ها از زندگی روزمره الهام می گیرند ، اما بزرگتر از زندگی روزمره هستند . شما هنگام نوشتن داستان ، خالق دنیای تازه ای هستید.
حالا که از رازهای نویسنده محبوبتان سر درآوردید ، قلمتان رابردارید. سعی کنید این پنج ترفند را به یاد داشته باشید وشروع کنید به نوشتن. شاید نتوانید کتاب پرفروشی بنویسید، اما حداقل می توانید داستانی بنویسید که برای دوستانتان وخانواده تان جالب وخواندنی باشد!
آها، صبرکنید! قبل از اینکه شروع کنید، مهم ترین نکته باقی مانده:
از نوشتن لذت ببرید. بعدازهمه این حرف ها، یادتان باشد که این داستان شماست، کتاب شماست، دنیای کاملا شخصی شماست!
1 - جووان کاترین رولینگ
بحث در مورد اينكه "آيا در كتاب 7 هري خواهد مرد يا نه" همچنان ادامه دارد. پروفسور جیمز کراسنر استاد ادبيات انگليسي دانشگاه ایالتی نیو هامپشیر (New Hampshire) اظهار داشت که امكان ندارد هری پاتر در کتاب هفت بميرد. این استاد دانشگاه افزود: دليل اصلي من براي اينكه هري نخواهد مرد اين است كه رمان هري پاتر مثل رمان های چارلز دیکنز، داستاني براي سرگرمي هست و از سبک رمانهای انگلیسی قرن نوزده پیروی میکند كه خوبي بايد در آن پيروز شود. وي در ادامه به مقايسه سبك نوشتاري رولينگ و ديكنز پرداخته و در نهايت عنوان كرده است: لرد ولدمورت نيز بايد بميرد. اسنيپ كه برخلاف ظاهرش، تمام تلاشش را براي پيروزي خوبي انجام ميدهد نيز خواهد مرد. به نظر من نويل لانگ باتم منجي واقعي ميباشد و او نيز خواهد مرد.
منبع
استوديو برادران وارنر اعلام کرد پنجمين فيلم از مجموعه آثار « هری پاتر » روز 13 جولای 2007 به شيوه سهبعدی ميهمان سالنهای سينما ميشود.
به گزارش خبرگزاری مهر، اين اثر که « هری پاتر و محفل ققنوس » نام دارد مانند دو فيلم « هری پاتر و جام آتش » و « هری پاتر و زندانی آزکابان » در سالن های سينمای سه بعدی ايمکس به نمايش درمی آيند. از هم اينک اميد بسياری به فروش « هری پاتر و محفل ققنوس » وجود دارد، چرا که واپسين فيلم از اين مجموعه با نام « هری پاتر و جام آتش » رکورد فروش بليت ايمکس را شکست و بيش از 20 ميليون دلار در سالن های نمايش فروش کرد.
استوديو برادران وارنر تصميم دارد فيلم های تابستانی اش را با استفاده از سيستم های نمايش سه بعدی به نمايش درآورد. از ديگر آثاری که به شيوه سه بعدی به نمايش درمی آيند می توان به « بازگشت سوپرمن » به کارگردانی برايان سينگر و انيميشن « مورچه بالی » اشاره کرد. استوديو سونی پيکچرز از ديگر شرکت های فيلمسازی و توزيع فيلم است که تصميم دارد انيميشن « فصل شکار » را در ماه سپتامبر به روش سه بعدی به نمايش درآورد.
« هری پاتر و محفل ققنوس » که توسط ديويد ييتز بريتانيايی ساخته شده شرح حال مبارزه هری پاتر با دولوريس امبريدج با بازی ايملدا استانتن است که در راس فساد وزارت جادو قرار دارد و تصميم دارد کنترل هاگوارتز را در اختيار گيرد. او درصدد است پرفسور دامبلدور را از مقامش در مدرسه جادوگری عزل کند. دنيل رادکليف، اما واتسن و روپرت گرينت بار ديگر نقش های هری، هرميون و رون را ايفا می کنند و رالف فاينس نيز به پيکره لرد ولدمورت جان می بخشد.
استوديو برادران وارنر از چندی پيش کار روی ششمين فيلم از اين مجموعه را آغاز کرد. فيلم های هری پاتر در شرايطی ساخته می شوند که جی کی رولينگ، نويسنده مجموعه کتاب های هری پاتر، اعلام کرده در قسمت آخر اين مجموعه دو کاراکتر محوری به قتل می رسند. او احتمال مرگ هری پاتر جادوگر محبوب را بسيار بالا ارزيابی کرد.
--------------------
مجله وزین همشهری جوان در آخرین شماره خود(( سال دوم شماره 69 سوم خرداد 1385)) در صفحه رویداد هفته با آقای احمد ایراندوست هنرمند عزیز کشورمان مصاحبه ای نوده است.
این هنرمند عزیز کشورمان که در سریال برره، نقش برادر شیر فرهاد((غول برره)) راداشته است،اعلام نموده که کار جدید به او پیشنهاد شده است.
این کار جدید که ((هری پاتر و غول برره)) نام دارد قرار است به تهیه کنندگی آقای ثقفی،از تاریخ بیست خرداد کلید بخورد.
هنگامی که از او سئوال کرده بودند که کارگردانی این کار بر عهده چه کسی است؟ اینطور عنوان نموده که از نام کارگردان اطلاعی ندارد و همین اطلاعات هم نباید از زبان او خارج میشده است.
به هر حال باید دید که از این ایده جذاب! چه کاری با چه کیفیتی بیرون می آید.
|
آموزش های رانندگی روپرت گرینت
|
|
|
"آموزش های رانندگی" برای اولین بار تو امریکا به نمایش در اومد. در جشنواره فیلم "Tribeca". ولی هنوز تو بریتانیا به نمایش در نیومده، قراره اونجا هم تو جشنواره ی خاصی فیلم رو به نمایش بذارن؟ آیا این نمایش با حضور مطبوعات و به طور رسمی انجام میشه؟ چه جوری وقت کردی تا تو این فیلم بازی کنی؟ میدونم که جرمی فیلم نامه ی فیلم های خیلی بزرگی رو تا حالا نوشته، ولی در مورد این یکی فیلم چی که باعث شد دومین فیلم غیر هری پاتری تو باشه؟
"جولی والترز" و "لورا لینی" قبل از اینکه تو برای این نقش تایید بشی، برای بازی تو فیلم انتخاب شده بودن؟ |
ادامه مطلب>>>
سلام.
فكر ميكنم خيلي از شما نويسنده مشهور "دارن شان" را بشناسيد و مجموعه "سرزمين ارواح" را خوانده باشيد. (اگر نخوانده ايد مي توانيد در همين وبلاگ اون رو دانلود كنيد براي دانلود اين مجموعه اينجا كليك كنيد)
دارن شان پس از تكميل مجموعه ي ذكر شده ، اولين كتاب از مجموعه ي جديد خود "نبرد با شياطين" را با عنوان "لرد لاس" نوشت و من كه تا حالا هيچ كدام از كتاب هاي او را نخوانده بودم ، شيفته قلم زيباي او شدم.
در اينجا متني از خلاصه كتاب كه در پشت جلد نوشته شده را مينويسم:
[ "گروبز"صحنه وحشتناكي از قتل عام و جنايت كاراني را ميبيند كه حتي در فيلم هاي تخيلي نيز نميتوان ان ها را تصور كرد. كسي حرف گروبز را باور نميكند و او همچنان در دنياي كابوس مانندش تنها ميماند تا اينكه عمويش "درويش" از راه ميرسد . درويش ميداند كه برادر زاده اش چه ديده و چه زجري كشيده است، اما او نيز رفتار مرموزي دارد و چيزي از گروبز پنهان ميكند. ]
اين كتاب تخيلي رو حتما به تمام دوستداران "هري پاتر" پيشنهاد مي كنم!
نبرد شیاطین در سایت رسمی دارن شان
در اینجا هم می توانید عکسهائی از دارن شان را مشاهده کنید.
---------------------
منبع:قایق کاغذی
او گفت: "خیلی وقت پیش بود،" بعد خندید و ادامه داد... "در فیلم های هری پاتر پروفسور لوپین هستم، یادتون میاد، الان هم دارم از سر فیلم برداری فیلم "فال" تو "اروگوئه" بر میگردم. خیلی جالب بود. نقش یه روزنامه نگار رو داشتم که به خاطر مطلبی که نوشته بود سرش رو به باد داده بود."
متن کامل این مصاحبه را به انگلیسی میتوانید از اینجا بخوانید.
-----
مجله ی Alloy اخیرا با ستاره ی فیلم های هری پاتر، روپرت گرینت مصاحبه ای انجام داده است. روپرت در مورد فیلم جدیدش به نام "آموزش های رانندگی"، توضیح داد و همچنین صحبت های کوتاهی هم در مورد هری پاتر کرد. خلاصه ای از این گفتگو را در زیر میخوانیم:
تو این فیلم جدیدت، اولین بوسه رو سر صحنه گرفتی، چطور بود؟
روپرت: یه کم تفاوت داشت. اون قدرها هم که فکر میکردم بد نبود.
چه احساسی داری وقتی طرفدارات خودشون رو میکشن تا باهات دوست بشن؟
روپرت: واقعا سخته که بخوام به این قضیه عادت کنم -- اولش خیلی برام غیر عادی بود. اما حالا، فکر میکنم مشکلی نباشه.
تا حالا با هیچ کدوم از طرفدارات قرار ملاقات داشتی؟
روپرت: بله، فکر کنم اگه به اندازه کافی خوشگل باشن، باهاشون بیرون هم میرم.
متن کامل مصاحبه را به انگلیسی میتوانید در اینجا بخوانید.
***و این هم خبرهای دیگر از دنیای "هری پاتر":
-
چند هفته ی پیش گزارش دادیم که تاریخ اکران فیلم هری پاتر و محفل ققنوس در ایالات متحده 13 جولای 2007 خواهد بود، و حالا از طرف وانر براز مطلع شدیم که طرفداران بریتانیایی هری پاتر هم در همین تاریخ می توانند فیلم را مشاهده کنند، و در بلغارستان هم در تاریخ 20 جولای میتوانند از دیدن فیلم لذت ببرند.
وانر براز همچنین تایید کرد که تاریخ اکران در استرالیا 6 سپتامبر 2007 خواهد بود. -
وب سایت Leaky گزارش می دهد که امروز "جیم مک منس" برای بازی در نقش "آبرفورث دامبلدور" در "محفل ققنوس" انتخاب شد. این خبر همچنین حاوی این مطلب بود که نقش آبرفورث در پنجمین فیلم حذف نشده است و حضور خواهد داشت.
برای دیدن عکس این بازیگر اینجا را کلیک کنید.
منبع : دمنتور
| آهنگساز جدید برای محفل ققنوس؟ | |
|
سایت IMD نام "داریو ماریانلی" را به عنوان آهنگساز محفل ققنوس نوشته است. تا زمانی که این خبر توسط وارنر تایید نشده در حالت شایعه باقی می ماند. از کارهای ماریانلی میتوان آهنگسازی برای فیلم هایی همچون "د مثل دشمنی" و "پیروزی و شکست" را نام برد. | |
--------------
| مقاله ی جی.کی.رولینگ برای رشد زنان | |||||||||
|
کتاب جدیدی با عنوان آنچه که شایسته ی من است: بازتاب پیشرفت زنان توسط ویلا شالیت نوشته شده است. در این کتاب مقاله ای از جی.کی.رولینگ درباره ی رشد زنان وجود دارد. این کتاب، همچنین شامل 66 مقاله از زنان دیگر است که حول این موضوع مطالبی را نوشته اند. نسخه ی 24 آوریل مجله ی مردم شامل یک گلچین از مقاله ی رولینگ است: ---------------
------------
| |||||||||
هري پاتر و شاهزاده دورگه،طرفدارهائي را كه از خواندن جلد پنجم دچار افسردگي شده بودند ،دوباره به ادامه داستان اميدوار كرد.((محفل ققنوس)) كه بعد از گذشت سه سال از چاپ كتاب چهارم مجموعه به بازار آمد كشدار و يكنواخت به نظر مي رسيد و برخلاف جلدهاي قبلي،هيچ گره جذاب داستاني نداشت.به جز مرگ سيريوس بلك كه تنها اتفاق نفسگير داستان بود.
اما جلد ششمفاز همان اولين فصلها ، داستان هيجان انگيزش را بر تصويري تيره و تار از اسنيپ و مراسم پيمان ناگسستني با مادر دراكو مالفوي بنا مي كند.بعد از آن است كه به سراغ هري و دوستانش مي رويم و رولينگ دوباره ان قصه هاي فرعي و دوست داشتني اش را همراه با جزئيات فراوان،لابه لاي داستان اصلي روايت مي كند.جلد ششم،يكي از بهترين داستانهاي مجموعه استكه البته هم خيلي طبيعي است.اين كتاب شروعي است بر پايان افسانه هري پاتر.
يكي از غافلگيري هاي دلچسب اين قسمت باز هم به درس دفاع دربرابر جادوي سياه باز مي گردد.باز يك استاد جديد(و البته يك جادوگر قديمي)به هاگوارتز آمده،اما خيلي زود مي فهميم پروفسور اسلاگهورن(همين جادوگر توانا و با سابقه)قرار نيست كه استاد دفاع در برابر جادوي سياه باشد.اين بار دامبلدور،مدير مدرسه،تدريس اين درس حساس را به اسنيپ واگذار كرده است.اين تغيير استراتژيك به همراه چند تم داستاني ديگر از جمله شيفتگي اسلاگهورن نسبت به شاگردهاي معروف يا با استعداد،رابطه پرفراز و نپشيب رون و هرميون،نقشه پنهاني مالفوي،كلاس درس خصوصي دامبلدور براي هري پاتر،و مفهوم جديدي به نام جان پيچ(هوركراكس يا جاودانه ساز)اساس روايت كتاب ششم را تشكيل مي دهد.
عجيب ترين اتفاقي كه در اين قسمت مي افتد و تقريبا در طول داستان هم ادامه دارد،اعتماد خدشه ناپذير دامبلدور به اسنيپ است.با وجود نشانه هاي فراواني كه از در و ديوار مي ريزد و نشالن مي دهد كه اسنيپ يك خيانتكار است ، باز هم دامبلدور به دليلي كه هيچ وقت نمي فهميم(و بعيد نيست رولينگ توضيحش را گذاشته باشد براي جلد هفتم) به او اعتماد دارد و اختيارات زيادي به او داده است.اين اعتماد در فصلهاي پاياني قصه،منجر به اتفاقي تراژيك مي شود و در كمال ناباوري خواننده ها دامبلدور مي ميرد.
يكي از خاصيت هاي قسمت ششم كتاب،فلش بكهاي زيادي است از دوران كودكي و جواني تام ريدل يا همان لرد ولدمورت،اين باز گشت به گذشته هاف در جريان جلسات درس خصوصي دامبلدور براي هري،به خواننده منتقل مي شود.به اين ترتيب ما با زواياي تازه اي از شخصيت شر داستان آشنا مي شويم.اين اطلاعات جديد، از طرفي روشن مي كند كه تام ريدل چگونه از يك دانش آموز باهوش و با اعتماد به نفش هاگوارتز ، تبديل به قوي ترين جادوگر سياه زمان خودش شد.از طرف ديگر هم نشان ميدهد كه او و هري چه نكات مشترك زيادي دارند و چقدر اين احتمال وجود دارد كه هري هم همان راه را طي كند.
در شاهزاده دورگه،براي اولين بار،حق هميشه با هري پاتر است.حتي دامبلدور هم با وجود فشارهاي هريفدست از اعتماد به اسنيپ بر نمي دارد و قرباني مي شود.در كتابهاي قبل،اغلب با نوجواني عجول روبرو بوديم كه حدس هاي عجيب و غريب مي زد.اگر هم راهنمائي هاي دامبلدور نبود،كار دست خود و دوستانش مي داد.ولي اين بار به نظر مي رسد كه هري حساسيت هاي لازم براي مقابله با نقشه لرد سياه را دارد.رون و هرميون براي اولين بار در سري كتابهاي هري پاتر،او را مسخره مي كنند و جدي اش نمي گيرند.اما در نهايت،تمام حدسهاي هري درست از كار در مي آيند و نقشه مالفوي،خيانتكار بودن اسنيپ و خونسردي دامبلدور در مقابل همه اين ها،يك تراژدي را رقم مي زند.
نام جلد ششم يعني ((هري پاتر و شاهزاده دورگه))،يكي از هوشمندانه ترين نام هاي كتاب مجموعه است.در واقع،شاهزاده دورگه معمايي است كه براي حل شدنش بايد تا پايان داستان صبر كنيد.اول فكر مي كنيم اين شاهزاده ممكن است مادر هري باشد . مظنون بعدي،لرد سياه است و اخر سر معلوم مي شود ، شاهزاده دورگه همان اسنيپ است.
اگر چه حالا و مخصوصا بعد از مرگ دامبلدور،خيلي دير بنظر مي رسد،ولي ظاهراً بايد اسنيپ را بيشتر از اين جدي مي گرفتيم.
منبع:مجله شوكا



