تبليغاتX
آرمان پاتر


آرمان پاتر
هری پاتر،سینما،ادبیات،زندگی نامه بازیگران،دانلود،کتابهای رایگان،دارن شان،راز داوینچی،اراگون،آرتميس
نگاهی به زندگی، آثار و جهان‌بینی استنلی کوبریک
موضوع: سینما شنبه دهم آذر 1386 21:22

نگاهی به زندگی، آثار و جهان‌بینی استنلی کوبریک

ترجمه و تألیف: مریم رییس دانا

استنلی کوبریک:
تولد: ۲۶ ژوییه ۱۹۲۸، نیویورک، ایالات متحده
مرگ: هفت مارس ۱۹۹۹، هرتفوردشایر، حومه‌ی لندن
فعالیت‌ها: فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده، کارگردان
آثار برجسته: راه‌های افتخار، اسپارتاکوس، لولیتا، دکتر استرنج‌لاو، ۲۰۰۱ ادیسه‌ی فضایی، پرتقال کوکی، باری لیندون، تلالو، چشمان کاملاً بسته
همسران: توبا متز (۱۹۵۱ - ۱۹۴۸) روث سوبوتکا (۱۹۵۷ - ۱۹۵۴) کریستین کوبریک (۱۹۹۹ - ۱۹۵۸)
فرزندان: آنیا کوبریک (۱۹۵۹) ویویان کوبریک (۱۹۶۰)

استنلي كوبريك Stanley.در آرمان پاتر.http://armanpotter.blogfa.com
استنلی کوبریک

استنلی کوبریک، شخصیت اسطوره‌ای جهان سینما، یکی از بزرگ‌ترین کارگردان‌های معاصر است که توانست با تلاش و پشت‌ سر گذراندن انواع محدودیت‌های شناخته شده، به جایگاه والایی در این هنر دست یابد.

جک نیکلسون، بازیگر مورد علاقه‌اش، می‌گوید: «سؤالی که در مورد کوبریک مطرح است، این است که او چگونه به زیبایی از پس کارهایی بر می‌آید که ما هرگز نمی‌توانیم آن‌ها را انجام دهیم؟»

رسیدن به کمال ملزم به داشتن نوعی کنجکاوی درباره‌ی جهان است که هرگز زوال نگیرد؛ و جاودانه شدن ملزم به جست و جویی است که فی‌نفسه محتاج به ستیز با عادت‌ها و سختی‌های «واقعیِ» دنیایی است که سینما نام دارد. زندگی کوبریک گویای این ستیز و نبرد است.

شطرنج یکی از دو وسوسه‌ی تمام عمری بود که کوبریک از پدرش به ارث برد. استنلی کوبریک در ۲۶ ژوییه ۱۹۲۸ در خانواده‌ای یهودی و با اصالت لهستانی در برانکس متولد شد. جایی که پدرش به طبابت سرگرم بود. مادرش نقش مهمی در زندگی‌اش داشت. هم او بود که میل به خواندن را در کوبریک بیدار کرد.

عکاسی دومین وسوسه‌اش بود. پیوستگی خلاقه‌ی بسیار نیرومندی میان شطرنج و دوربین در زندگی کوبریک وجود داشت: یکی انضباط ذهنی، دیگری پیشه‌ای آمیخته با تخیل.

شطرنج و عکاسی همواره کوبریک را جذب می‌کردند. پس از چندی به جاز گرایش پیدا کرد و چنان به آن علاقه نشان داد و در آن مهارت پیدا کرد که بعد از مدت کوتاهی یک طبل‌زن حرفه‌ای شد.

کوبریک درباره‌ی شطرنج می‌گوید: «اگر شطرنج مناسبتی با فیلم‌سازی داشته باشد، در شیوه‌ای است که به شما کمک می‌کند تا در گزینش میان راه‌های گوناگون، در زمانی که گرفتن تصمیمی بسیار جذاب به نظر می‌رسد، از خود حوصله و انضباط نشان دهید.»

شطرنج هم‌چنین آگاهی آدم از عامل زمان را بیش‌تر و تیزتر می‌کند. در مسابقات شطرنج، در سطحی که کوبریک به آن رسید، بی‌میل به درگیری کامل که مستلزم بازی جدی قهرمانی است، دو شطرنج‌باز به مقابله با یک ساعت واداشته می‌شوند، هم‌چنان که با مقابله با یک‌دیگر. قیاس روشنی وجود دارد میان چارچوب خشک و عامل «بودجه» و برنامه‌ی یک فیلم و رابطه‌ی مستقیم با زمان تهیه‌ی فیلم.

کوبریک می‌گوید: «برای ساختن یک فیلم موضوع اصلی اختصاص دادن منبع‌های زمان و پول است، و این که مدام ناچارید کارآمدی هنری هزینه‌ی همه‌ی صحنه‌های فیلم را دربرابر «بودجه» ارزیابی کنید؛ و در این میان زمان بازدارنده است. این مطلب به اندیشه‌هایی که صرف یک بازی شطرنج می‌شود بی‌شباهت نیست.»

شطرنج نوعی انضباط مقیدکننده را می‌آموزد؛ و تعلیم بدون شک، مقدار کمی از آن را فراهم می‌کند. در درس فیزیک کمتر از دروس دیگر موفق بود و در دبیرستان از این درس نمره‌هایی نه چندان چشمگیر به دست می‌آورد. تنها آموزگاری که او را به شوق می‌آورد، معلم انگلیسی‌اش، آرون تریستر، بود. او تلاش می‌کرد تا علاقه و کنجکاوی کوبریک را نسبت به نمایش‌نامه‌های شکسپیر برانگیزد.

در جشن تولد ۱۶ سالگی‌، پدر یک دوربین عکاسی به او هدیه می‌دهد. همین باعث تشویق‌اش می‌شود تا عکس‌هایی بگیرد و به مجله‌ی لوک بفروشد و بعد هم در آن‌جا شاغل شود؛ به عنوان اولین کار، پیش از شروع کار در سینما. در این زمان ۱۷-۱۶ ساله است.

کوبریک با سه فیلم کوتاه روز نبرد، کشیش پرنده، و دریانوردان فعالیت سینمایی‌اش را آغاز می‌کند. سال ۱۹۵۳، با ۱۰ هزار دلاری که از پدر و یکی از عموهایش قرض کرده، اولین فیلم بلند خود، هراس و هوس، را می‌سازد؛ داستان چهار سرباز که در جریان یک جنگ در خطوط دشمن گم می‌شوند و سعی می‌کنند بفهمند اصلاً چرا به جبهه آمده‌اند.

کوبریک این فیلم را «غیرنمایشی، شتاب‌زده و متظاهرانه» توصیف کرده است. می‌گوید: «فکرهایی که می‌خواستیم منتقل کنیم، خوب بودند؛ اما تجربه‌اش را نداشتیم تا آن‌ها را به گونه‌ای نمایشی تجسم بخشیم.» با وجود این پخش‌کننده‌اش جوزف برستین، آن را به سینمای خاص فیلم‌های هنری رساند؛ و در آن‌جا یک یا دو نقد تحسین‌آمیز درباره‌ی فیلم نوشتند.

سال ۱۹۵۴، بوسه‌ی قاتل را ساخت. کوبریک این فیلم را هم غیرنمایشی می‌خواند. بوسه‌ی قاتل با وجود آن که داستان بکری ندارد، اما با گذر از مرز فیلم‌های «نوآر» (سیاه) و استفاده‌ی هوشمندانه از سه عنصرِعکاسی، نور، سایه، و نمایش حس خشونت و استیصال زندگی شهری، برای شمار محدود منتقدانی که فیلم را دیدند، شاهدی بود بر درخشش استعدادی تازه در آفرینش نوع تازه‌ای از فیلم جنایی.

با این همه کوبریک سرسختانه از پذیرفتن ارزش‌هایی که دیگران در این فیلم می‌یافتند، سر باز می‌زد. یکی از مهم‌ترین نتیجه‌های ساختن این فیلم ملاقات کوبریک با جیمز هریس بود. او ۲۶ ساله و مانند کوبریک عاشق سینما بود.

استنلي كوبريك كارگردان فقيد و اسطوره اي سينما
استنلی کوبریک

هریس و کوبریک بعدها مشترکاً سه فیلم را کارگردانی کردند. نخستین فیلم مشترکشان قتل (۱۹۵۶) بود؛ اولین فیلمی که کوبریک از داشتن نام خود بر آن می‌بالد. این فیلم هم داستان چندان تازه‌ای ندارد؛ اما متاثراز فیلم همشهری کین، اثر اورسون ولز، و با تکنیک فلاش‌بک ساخته شده است. این فیلم نیزاز جمله فیلم‌های سیاه به شمار می‌رود.

منتقدان فیلم را به دلیل ساختار، پرداخت دقیق صحنه‌های میدان مسابقه و شیوه‌ی تداخل رویدادها از نظر زمانی ستایش کردند. کوبریک می‌گوید: «جیمز هریس و من در آن زمان تنها کسانی بودیم که درباره‌ی تکه‌تکه کردن زمان، ... و نشان دادن دوباره‌ی چیزها به نظر دیگران اهمیت نمی‌دادیم. آن‌چه این فیلم را به چیزی بیش‌تر از یک فیلم جنایی خوب بدل کرد به احتمال زیاد استفاده‌ی بدیع از عامل زمانی بود.»

اهمیت داستان از نظر کوبریک در جنبه ی ساختاری آن است. او فیلم‌سازی است که به قابلیت‌های یک داستان برای تمرکز بخشیدن به استعداد خود و نیز برانگیختن توجه تماشاگرانش اهمیت می‌دهد. در این مورد، او در قیاس با فیلم‌سازان پیشتازی که به سینمای «ضدقصه» علاقه‌مند هستند، فیلم‌سازی است سنتی.

کوبریک با بهره‌گیری از ساختاری «متعادل»، و به لطف تأسیس شرکت هریس کوبریک (۱۹۵۴) و استودیوی یونایتد آرتیس و حضور بازیگری به نام استرلینگ هایدن، موفق شد قتل را با رضایت ‌خاطر کارگردانی کند. قتل اولین فیلمی بود که او از کارگردانی، بازی هنرپیشگان و عوامل فنی فیلم راضی بود. تقریباً در هیچ لحظه‌ای بازی ضعیفی وجود نداشت.

اصولاً کوبریک هنرمندی است که به ابزاری با تکنیک پیشرفته احتیاج دارد. وقتی او به سینمای هالیوود راه پیدا کرد، مقررات مانع از آن می‌شد که کوبریک خودش کار فیلم‌برداری را انجام دهد. مدیر فیلم‌برداری او، یک کهنه‌کار هالیوود، به نماهایی با دوربین متحرک (تراولینگ) و استفاده ازعدسی ۲۵ میلی‌متری اعتراض داشت؛ چون می‌ترسید نتیجه از حیث بصری مطلوب نباشد.

راه‌های افتخار (۱۹۵۷) براساس یک حادثه‌ی واقعی در جنگ جهانی اول نوشته شد. راه‌های افتخار نوشته‌ی هامفری کاب دارای قابلیت و وسوسه‌ی ضروری برای جذب تخیل کوبریک بود. بی‌عدالتی در مورد سرنوشت سه سرباز که مانند گوسفند قربانی اعدام می‌شوند؛ زیرا فرمانده‌ی آن‌ها یک هدف نظامی محال را برای افرادش معین می‌کند که در نهایت فقط مرگ را در پی دارد. کوبریک بر ساختمان کلی فیلم نظارت داشت و بیشتر گفت‌و‌گوهای فیلم را جیم تامسن همراه ویلینگهم نوشته بود.

فیلم‌نامه‌ی راه‌های افتخار را تمامی مؤسسه‌های مهم هالیوود رد کردند تا آن که بازیگر معروف سینما کرک داگلاس پذیرفت نقش اصلی را ایفا کند. دستمزدش ۳۵۰ هزار دلار از ۹۰۰ هزار دلار بودجه‌ی فیلم بود؛ اما بدون ستاره‌ای با قد و اندازه‌ی او چگونه می‌شد هزینه‌ی فیلم را جبران کرد؟ هریس و کوبریک نسخه‌ای از فیلم‌نامه را برای کرک داگلاس می‌فرستند. داگلاس برای کوبریک می‌نویسد: «استنلی ... باید این فیلم را ساخت.»

فیلم در آلمان ساخته شد؛ هم به دلیل صرفه‌جویی و هم به دلیل داستان ضد فرانسوی‌اش. به همین خاطر تا سال ۱۹۷۲ در فرانسه اجازه‌ی انتشار پخش نداشت؛ همین طور در چند کشور اروپایی دیگر مانند سوییس.

راه‌های افتخار نخستین فیلم کوبریک است که با جسارت و تهوراز سینمای پرحادثه می‌گذرد و به سینمای اندیشه راه پیدا می‌کند. بازی‌ها ظریف، محکم و جزء به جزء بودند. هنوز هیچ فیلمی نتوانسته است از نظر تاثیرگذاری تصاویر جنگی با این فیلم برابری کند.

کوبریک به دشواری‌های کار در یک کشور خارجی اهمیت نمی‌داد. با این که گروه به زحمت انگلیسی صحبت می‌کردند، او می‌گوید: «هیچ گونه تردیدی درباره‌ی جنبه‌ی فیلم‌سازی نداشتم. درضمن بیشتر کارها را خودم انجام می‌دادم. آلمانی‌ها آدم‌های فنی فوق‌العاده‌ای بودند، و کاملاً متوجه‌ی کار.»

او ناچار بود به صد تا پلیس آلمانی که نقش پیاده‌نظام فرانسوی را بازی می‌کردند، مرتب یادآوری کند که قرار است آن‌ها سربازان تازه‌کاری باشند، زیر آتشی وحشتناک، که اصلاً به آن عادت ندارند. تا این که بالاخره آلمانی‌ها دست از قهرمان‌بازی برداشتند. گودال‌های انفجاری که آن‌ها بی محابا به داخل و خارج‌اش می‌پریدند، با ماده‌های منفجره‌ای مین‌گذاری شده بودند که می‌توانست سوختگی‌های سختی وارد کنند.

کوبریک می‌گوید: برای این صحنه‌ها ما شش دوربین داشتیم که آن‌ها را پشت سر هم روی یک خط آهن طویل قرار داده بودیم. میدان جنگ به پنج منطقه‌ی «مردن» تقسیم شده بود، به هر سیاهی‌‌لشکر شماره‌ای از یک تا پنج داده و گفته شده بود در آن منطقه، و اگر ممکن باشد نزدیک محل یک انفجار «بمیرد.»

علاوه بر مهارت‌های فنی‌ای که کوبریک از خود در راه‌های افتخار نشان داده بود، در بازی گرفتن از هنرپیشگان نیز استادی و مهارت خود را به زیبایی آشکار کرد. بازیگران قتل، همگی بدون استثنا به خوبی ایفای نقش کردند، تقریباً همه‌ی آن‌ها از میان بازیگران نیرومند و مطمئن هالیوود می‌آمدند؛ اما در راه‌های افتخار، ابعاد دیگری از بازی خود را نشان دادند.

یکی شدن بازی‌ها با شخصیت بازیگران، فیلم‌برداری، تدوین و کارگردانی، همگی هوشمندی کوبریک را نشان می‌دهند. منتقدان عموماً هم‌رأی بودند که کرک داگلاس از حد همیشگی خود فراتر رفته است و دلیل آن را کیفیت کارگردانی می‌دانستند.

تجربه‌ی کارگردانی اسپارتاکوس به سال ۱۹۶۰ برمی‌گردد. اسپارتاکوس دچار دردسر شده بود. چند روز پس از آن که میانه‌ی کارگردان، آنتونی مان، با داگلاس به هم خورده بود، داگلاس از کوبریک خواست تا کارگردانی اسپارتاکوس را آغاز کند.

کوبریک بر این فیلم اختیار تام نداشت، مانند کارمندی بود که ممکن بود به اراده‌ی ستاره‌اش اخراج شود. شرکت تهیه‌کننده‌ی داگلاس عهده‌دار ساختن فیلم بود.

کوبریک می‌گوید: «ساختن صحنه‌های نخستین تعلیم جنگ تن به تن گلادیاتورها لازم بود. شاید به این دلیل که صحنه‌هایی پرحادثه بودند، و به فیلم‌نامه‌ای که از حیث گفت‌و‌گوپردازی و شخصیت‌پردازی ضعیف می‌نمود، ارتباطی نداشتند.»

او به هر دو مورد انتقاد و تصور کرده بود که انتقادهایش پذیرفته می‌شوند. ولی پس از چند ماه متوجه می‌شود به پیشنهادهایش توجهی نشان داده نشده است.

دو سال بعد، یعنی سال ۱۹۶۲، او به خود اجازه داد تا اشاره‌ای نسبتاً طعنه‌آمیز از ناتوانی خود بکند؛ وقتی که پیترسلرز در نقش «کویلتی» در لولیتا با لکنت می‌گوید: «من اسپارتاکوس هستم، مرا آزاد کنید.»

منبع: لوموند ۱۹۹۹ و  راديو زمانه

1 نوشته شده توسط آرمان قادری | لینک ثابت |

بررسی همراه با دانلود کامل سریال مدار صفر درجه
موضوع: سینما شنبه سوم آذر 1386 0:53

نقد و بررسی همراه با تصاویر و دانلود کامل سریال و تیتراژ مجموعه مدار صفر درجه

نمایش مدارصفر درجه که از تاریخ 3/2/86 آغاز شده است و دوشنبه ۲۹/۸/۸۶ پخش آن پایان یافت، کاردیگری ازحسن "فتحی" با مضمون تاریخی، سیاسی است كه  ضمن طرح جنگ جهانی دوم و تحلیل آن  و بازگویی مقطعی از تاریخ ایران، برای نخستین بار جنگ  را از منظر مذاهب نیز مورد بررسی قرار داده است.
 در این داستان ملودرام، "فتحی" به تقابل دو مذهب (یهود و اسلام)، دو فلسفه (شرقی و غربی)، دو اندیشه متضاد و به تقابل شخصیت ها پرداخته است. ازجمله مواردی که در این داستان ترسیم شده، تشکیل سازمان های یهودی و برخوردهای رادیکال این سازمان ها است و می توان همزیستی مسالمت آمیز ادیان را درآن مشاهده کرد.
 یکی از ویژگی های این فیلم که به جذابیت آن کمک می کند مستند بودن بخش هایی از آن و منابع تحقیقاتی داستان است. انتخاب فیلم های مستند مربوط به جنگ جهانی دوم موجب باور پذیری فیلم شده و برمخاطب تاثیر ویژه ای بر جا می گذارد و معتبر بودن منابع تحقیقاتی در کل داستان، آن را قابل قبول تر می سازد.مدار صفر درجه.آرمان پاتر http://armanpotter.blogfa.com
"این فیلم توانسته نظردولت مردان، هئیت ها و انجمن ها را به خود جلب کند به عنوان مثال رئیس هیات انجمن کلیمیان تهران با ارسال نامه ای به رئیس سازمان صدا و سیما، تولید و پخش این سریال را گامی درجهت ایجاد وفاق بیشتر دربین ایرانیان برشمرده چرا که به نظر وی این فیلم تصویر واقعی از تفکرات یهودیان آزاداندیش را ارائه می کند و آن ها را از تفکرات و ماهیت صهیونیزم جدا می سازد".(1) 
البته این تنها برخورد با ساخت این فیلم نیست. از آن جایی که در بخش هایی از این فیلم  به یهودیانی می پردازد که درایجاد موج مهاحرت یهودیان به فلسطین با نازی ها همدست بودند، " فشارهایی را از سوی دولت ا سرائیل به دولت مجارستان وارد کرد و دولت مجارستان نیز مدعی شد که مطالب ارائه شده در فیلم با  فیلمنامه ارائه شده برای دریافت مجوز ساخت متفاوت بوده است. بنابراین با دعوت تهیه کننده سریال درخواست حذف نام سفارت مجارستان را از انتهای تیتراژکردند." (2)
البته ناگفته نماند که تهیه کننده  این فیلم علاوه بر اشاره به نو بودن فضا و قصه، مدعی است که "حرف این سریال حرف حکومت می باشد و حرف اصلی این سریال قائل شدن حقوق برای یهودیان است." (3)

البته نبايد ناگفته بگذاریم این یکی از مهمترین شاخصه های قدرت " حسن فتحی" در مقایسه با دیگران است که باعث می شود طی فیلمنامه با ایجاد انسجام درزمینه های تاریخی باعث شود بیننده با حوصله ، اتفاقات و موضوعات مختلف سریال را دنبال کند و خسته نشود. 
در طول نمایش این سریال نقدهای متفاوتی ارائه شد که در این مقوله تلاش شده است ضمن جمع بندی نقدهای مثبت و منفی وارد  برآن ، نقد نسبتا منطقی با رعایت تمام جوانب ارائه گردد:
-. مدار صفر درجه را می توان در شمار فیلم هایی محسوب کرد که علی رغم صرف هزینه بالا، دارای ساختاری است که قدرت جذب مخاطب را دارد. "فتحی" توانسته آثاری را ارائه کند که به خاطر ویژگی های خاص خود مخاطب زیادی را به خود جلب کند، وی خود را در سینما نیز به خوبی با ژانری متفاوت معرفی کرد. به طوری که  مخاطب عام نیز از او توقع یک کارخوب و جذاب را دارد. استفاده ازبازیگران با تجربه و شناخته شده و همچنین عوامل اجرایی خوب، به او کمک می کند که سریال را ازسطح استاندارد بالایی برخوردار سازد. ا لبته تبلیغات وسیع نیز به او درجذب مخاطب کمک کرده است. (4 )
- داستان دارای شروعی خوب برای جذب مخاطب به شمار می رود و قصه این قوت را دارد که با مضمون سیاسی و ساختار پلیسی خود بینندگان را به هیجان آورد تا آنان را مجبور به پیگیری موضوعات کند. (5)
- ملودرام عاطفی به کار رفته در قالب تاریخی داستان  بر جذابیت کار اضافه می کند و این اجازه را به کارگردان داده تا با این شگرد روایت گر بخشی از تاریخ ایران باشدکه  مخاطب با آن فاصله دارد. در این فیلم باورپذیری داستان دردرجه اول اهمیت قرار دارد و تاریخ از زاویه دیدکارگردان به تصویرکشیده شده است. (6 )
- محتوای این فیلم، بیانگر یک فرمول عشق اساطیری است که از دل یک قصه رمانتیک با رویکردی تاریخی خارج شده درکنار تم پلیسی و یک عشق از دست رفته و یک عشقی که  در حال شکل گیری  می باشد. 
- در بحث نقد فیلم، یک نقد به شخص کارگردان برمی گردد و نقد دیگر به نوع کاری که او ارائه کرده است . همان قدرکه فیلم سازی به ریسک پذیری بالایی نیاز دارد و دارای قواعد مشخص و مختلف برا ی موفقیت لازم است  به همان اندازه غیر قابل پیش بینی است . هر چند صحبت از کارهای "فتحی" کار آسانی نیست چرا که وی از جمله کارگردان هایی است که در طول کار خود به فرمول هایی در زمینه آثار تلویزیونی دست پیدا کرده است که بخش های محتوایی و بخش های ساختاری را در بردارد و "مدار صفر درجه" یکی از آثار خوش ساخت وی در چند ساله اخیر می باشد. "فتحی" در پردازش قصه طراحی های لازم را صورت داده و سپس به گره افکنی می پردازد بطوری که پایان داستان بر بیننده روشن نیست  از جمله توجهات وی به :
- رنگ و لعاب کار
- توجه به عنوان بندی آغاز و پایان کار
-  موسیقی هنرمندانه و تاثیر گذار
-  شعر خوب و جذاب
-  تصویربردار ی و نورپردازی خوب (7)
- استفاده بجا ازحرکات دوربین ، نماهای زیبا و هدفمند، لوکیشن متنوع، وطراحی صحنه ولباس  است .
فیلم "مدار صفر درجه" دارای نکات مثبت و نکات قابل تاملی است  که توجه به آن می توانست جذابیت های آن را از دید نقادین چندین برابر سازد. 

مدار صفر درجه.آرمان پاتر http://armanpotter.blogfa.com


از جمله نکات مثبت سریال که نقادین نیز به آن پرداخته اند و در این مقاله نیز به آن ها اشاره شده است این موارد است:
- داشتن فیلمنامه محکم با چارچوبی صحیح که بر اساس آن می تون به دکوپاژ  حساب شده دست پیدا کرد .
- طراحی مناسب لباس و صحنه باعث ملموس تر شدن فضای کار شده است.
موسیقی مناسب فضای فیلم که فضا را رویایی و در عین حال مرموز کرده است و بستری برای زیباتر جلوه دادن فضای کار را فراهم کرده است و مکمل خوبی برای فیلم شده است به خصوص قسمت هایی که درپاریس به  نمایش درآمده و موسیقی کلاسیک جلوه گاه مناسبی برای به تصویرکشیدن دردهای  مردم در زمان جنگ است.
" فردین خلعتبری"، در گفتگوی خود با روزنامه همشهری مورخ 1/6/1386 در اشاره به این نکته که موسیقی فیلم تابعی ازخود سریال است، به همین دلیل اگرسریال به خوبی ساخته شده باشد و کارگردانی، فیلمنامه و سایر عوامل جذاب باشند، موسیقی هم جذاب به نظرمی آید به خصوصیت همراهی آقای " فتحی" درتمام مدت ساخت موسیقی با آهنگساز، اشاره می کند.   
- حضور بازیگران خارجی برجذابیت کارافزوده است و موجب شده توقع مخاطب را از فیلم بالا ببرد  به طوری که در فیلم مشاهده می شود بازیگران خارجی و چهره های معروف که  درکارنامه خود بازی های قابل قبولی داشته اند، مخاطب را به محک زدن آن ها درکار ترغیب می کند  هرچند که برخی هدایت بازیگران را نقد کرده اند. اما پاسخ اين نقد را از زبان "ایرج راد" که در این سریال به خوبی ایفای نقش سفیر ایران در فرانسه را بر عهده داشته است مطرح می کنیم. وی معتقد است :
     " حضور ترکیبی  بازیگران کار بسیار مفیدی بود چرا که وقتی ایرانی ها نقش خارجی ها را در یک سریال این چنینی بازی می کنند، برای تماشاگر یک مقدار، به خاطر شناختی که روی بازیگران ایرانی دارند غیرقابل باوراست . هنرپیشه های خارجی در جایگاه خویش به عنوان یک شخصیت خارجی ایفای نقش می کنند که طبیعتا این نوع کار برای تماشاگر بیشتر قابل باوراست. چه از نظر فیزیک و چه از نظر شکل و شمایل و چه از نظر شکل و نوع رفتار و برخورد بسیاری از مسائلی که با فرهنگ آن ها مطابقت دارد ... به قول معروف آن ها  خود جنس هستند...."(8) 
از جمله نکات قابل تامل  در این سریال:
- دوبله سریال است . دراغلب نقدها به عنوان مهم ترین ضعف کارگردان برشمرده شده  است  چرا که به نظر می رسد بینده را از حال و هوای گفتاری شناخته شده  بازیگرکه به آن آشنایی کامل! دارد دور می کند و صداهای برگزیده، متناسب با شخصیت بازیگر ها نیست . اما دوبله این سریال را می توان از جمله کارهای بی نظیر دراین کار برشمرد، ازآن جایی که هر یک از هنرپیشه ها به زبان ملی خود صحبت می کنند و انتقال حس بازیگر دراین شرایط یکی از دشوارترین بخش های کار به حساب می آید و کاربرد زیر نویس نیز به طور حتم نمی توانست حس لازم را منتقل کند واز زیبایی کار می کاست، بنابراین دوبله عاقلانه ترین راه حل برای این شرایط به حساب می آید بخصوص که تطبیق گفتار با حرکات لب بازیگران که بسیار حساب شده است بیانگر و برآورد تجربه سال های طولانی فعالیت آقای "زند" در کار دوبله می باشد.
-  دیالوگ های کاربردی این سریال یکی از  نقدهایی بوده که مکرر به آن اشاره شده است. به نظر می رسد گویشی که در این فیلم انتخاب شده  برای نسلی که زیاد از آن دوره هم فاصله نگرفته بسیار نامانوس باشد. " از آن رو که به طور مشخص، معلوم نیست محاورات  به چه دوره ایی تعلق دارد. چرا که ازآن نمی توان یکی از زبان های  باستان، محاوره و یا زبان معاصر را استنباط کرد و کاربرد واژه های عربی و قرار دادن تنوین برای القای فضایی خاص تاریخی کاربرد پیداکرده است. به نظر می رسد زبان کاربردی این سریال مربوط به اواخر دورن قاجار با شد چرا که کاربرد کلمات عربی در آن به کرات وجود دارد. اما انتخاب چند واژه عربی و قراردادن تنوین در پایان آن، روش مناسبی برای القای یک فضای خاص تاریخی مناسب نیست چرا که انتقال این حس به تمهیدات عمیق تری نیاز دارد تا گذاشتن چندکلمه خیلی خاص به شیوه تصنعی در دهان بازیگران." (9)
-  در جایی دیگر به نکته خلاقیت کارگردان در زبان گفتاری داستان، اشاره شده  و زبان بازیگران را زائیده ایده کارگردان می دانند و زبان گفتاری بازیگران را  آن چیزی معرفی نمی کنند که شخصیت ها باید با آن حرف بزنند. (10)
- از طرفی  برخی ازمنتقدین کاربرد این زبان را تقلیدی از مرحوم "حاتمی" می دانند با این تفاوت که  همخوانی دیالوگ های کاربردی او را ندارد، به نظر می رسد در برخی موارد ضعف شخصیت پردازی بردوش دیالوگ ها گذاشته شده است. دیالوگ های محاوره ایی، رسمی، دیالوگ هایی که برزبان آدم های تحصیلکرده و بی سواد، خارجی و ایرانی به طور یکسان جاری است و هیچ گونه تفاوتی با هم ندارند وگفتارآن متناسب با حال و هوا و فضای کلی و زمان داستان نیست. (11)
- و اما دیالوگ های فلسفی مخاطب عام را از فهم برخی از بخش های فیلم بی بهره می سازد و طبیعی است که به دنبال پی گیری آن هم نباشد و برایش اهمیتی نداشته باشد که فلاسفه شرق و غرب در چه تقابلی به سر می برند به نظر می رسد که این بخش ها تنها بیننده خاص خود (مانند: دانشجویان و علاقه مندان به فلسفه) را جذب کند.  "هر چند که اعزام دانشجو برای تحصیل فلسفه در حالی که در آن دوران به ندرت کسی تمایل به تحصیل در رشته عرفان و فلسفه داشته، و اعزام های دولتی غالبا به کشور " آلمان" بوده و افراد به طور خصوصی به " فرانسه" یا "روسیه" می رفتند نیز جزء یکی از انتقادات طرح شده، است" . (12)
- و در ادبیات این مجموعه نشانی از آن روانی ونظم گونگی ادبیات ایران قدیم، به چشم نمی آید. شخصیت ها درگفت و گوهای محاوره ای خود نیز از واژه های سخت و قلنبه ایی بهره می جویند که تنها ازادبیات رسمی و مکتوب اداری آن دوره نیز قابل هضم تر از آب درآمده است. (13)
-  دراین سریال همسر پارسا، زنی فلسطینی است که هیچ نشانه ایی از این مساله نه درنوع صحبت وی و نه دررفتارهای وی دیده نمی شود و ملیت وی در دیالوگ های بین افراد و به طور مشخص در بازپرسی هایی که از  "حبیب پارسا " صورت می گیرد، معلوم می گردد .   
-  گذشته از نقدی که  به برگرفتن طرح مساله یهودیان و چگونگی فعالیت  آژانس یهود در سطح جهان و انتقال یهودیان به سرزمین فلسطینیان بر اساس سیاست های روز نظام و رسانه ملی شده است (14)  به نظر می رسد این بحث ایدئولوژی که  محور خاص درا ین فیلم است  با مباحث درام فیلم  همخوانی ندارد. (15)
- از دیگر مسائل اساسی که می توان به آن اشاره کرد کم رنگ بودن طرح مسائل اجتماعی و نمایش نقش مردم درآن اوضاع و احوال است به جز موارد اندکی که می توان به مواردی چون: قحطی و تجاوز عوامل بیگانه به حقوق مردم، پی به اوضاع آن زمان برد، از چگونگی روابط مردم با دولت چیزدیگری مشاهده نمی شود مگر آن که خانواده "پارسا" را نمونه ایی از خروار بدانیم. چرا که کلیه منظور داستان در حیطه یک خانواده اتفاق می افتد شاید اگر شخصیت حبیب را به کس دیگری واگذار می کردند داستان واقعی تر جلوه می کرد که این شخصیت هم بسیار قابل باورنیست. "حبیب پارسا" یک تنه در مقابل انواع و اقسام آدم ها و اعتقادات می ایستد و کلاس درس را در دست دارد و به ندرت درسی ارائه می شود و جلسه به مناقشات افراد می گذرد.
- شخصیت پردازی در این سریال براساس موقعیت های انسانی نیست بلکه براساس تقسیم بندی سیاسی و مذهبی می باشد. آن چنان که طرفدار رضا خان ، آلمان نازی و صهیونیست ها در ستون همیشه بدها جای دارند.(16)
- یکی از مشکلات فیلمنامه چگونگی افشای مسائل است چرا که چگونگی افشای اطلاعات با طراحی شخصیت ها در معرفی و پرداخت آ ن ها چیزی است که در فیلمنامه چندان با هم عجین نشده است . (17) و  تیزرهای  این فیلم قصه را لو می د هد .
-  درنقد طراحی صحنه و لباس و استفاده از تنوع زوایای دوربین آن را اغراق آمیز برشمرده اند. (18) و طراحی گریم را آن چیزی که از این سریال انتظار می رود معرفی نکرده اند. (19)
- استفاده مکرر از لوکیشن شهرک سینمایی به شدت نماها را تکراری کرده است و باعث محدودیت در تصویر برداری شده و بیشتر نماها را به داخل منتقل می سازد. (20)
اما در مجموع فارغ از مولفه های منفی ارائه شده که برای آن الگوی فنی و کارشناسانه ایی نیز معرفی نشده است ، مولفه های مثبت این کار به حدی هست که بتواند از عهده مخاطبین تلویزیون برآید مولفه هایی چون: داستان مناسب ، روایت زیبا و جذاب داستان ، استفاذه از بازیگرانی که در نقش خود جای گرفته اند ، زیبایی های لوکیشن ، لباس ، گریم و.... که حاکی از شناخت  و تجربه کارگردان در پرداخت این گونه کارها ی تاریخی می باشد و در نهایت تیتراژ و کاربرد مناسب موسیقی باعث می گردد که اگرنقدی به کارهای "فتحی"  صورت می گیرد او را به سویی هدایت کند که این موارد جزیی نقد شده در کارهای او به کمترین حد خود برسد ." واز طرفی دیگر در این سریال می توان صبر و حوصله مدیران تلویزیونی را با دیدن یک سریال با کیفیت مشاهده کرد که جای تقدیر دارد . طبیعی است که صرف هزینه و زمان متناسب با شرایط تولید فیلم یا سریال ، می تواند تاثیرات مثبتی بر شرایط کمی و کیفی یک اثر بگذارد . "(21)

تحلیلی از سریال «مدار صفر درجه» در نشریه‌ای آمریكایی

نشریه وال استریت ژورنال آمریكا در شماره هفت سپتامبر خود مجموعه‌ی تلویزیونی «مدار صفر درجه» را مورد نقد و بررسی قرار داد.

وال استریت ژورنال ابتدا خلاصه‌ای از ماجرای داستان این سریال را به رشته‌ی تحریر درآورده و پس از آن محتوای آن را مورد نقد و بررسی قرار داده است كه در قسمت‌هایی از این گزارش چنین ‌آمده است: «مدار صفر درجه» داستان عشق میان یك پسر جوان ایرانی ـ فلسطینی و یك دختر فرانسوی ـ یهودی را در دوران جنگ جهانی دوم به تصویر می‌كشد كه پس از به قدرت رسیدن حزب نازی در آلمان مجبور به كوچ اجباری می‌شوند.

این مجموعه یكی از پرهزینه‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی است كه تا به حال توسط تلویزیون دولتی ایران ساخته شده است.

وال استریت ژورنال مدعی شده است: اگرچه در ظاهر داستان این مجموعه تلویزیونی مخالف سخنان محمود احمدی‌نژاد است كه هولوكاست را یك افسانه خوانده است اما در باطن این سریال نیز مانند بسیاری دیگر از مجموعه‌های تلویزیونی ساخته شده به دنبال بیان و القای پیام‌های سیاسی دولت ایران است.

این روزنامه در ادامه پس از ارایه كارنامه‌ی مختصری از كارهای حسن فتحی، سخنانی از نویسنده و كارگردان این مجموعه نقل كرده است.

«ایرانیان همواره بین یهودیان معمولی و اقلیت صهیونیست تفاوت قائل می‌شوند. به عقیده ما كشتار یهودیان بی‌گناه در جریان جنگ جهانی دوم همان قدر رقت‌انگیز است كه كشتار زنان و كودكان بی‌گناه فلسطینی.»

وال استریت ژورنال مجموعه «مدار صفر درجه» را تنها تلاش دولت ایران برای ترمیم تصویر ضد یهودی رایج از ایران می‌خواند و به نقل از محمدعلی ابطحی، از معاونان رییس‌جمهور سابق كشور می‌نویسد: ایران با ساخت این مجموعه روشی جدید برای گفت‌وگوهای سیاسی را گسترش می‌دهد كه با جهان مدرن سازگارتر است.

به نقل از این گزارش، حسن فتحی كه نویسنده فیلمنامه این مجموعه تلویزیونی نیز است، چهار سال پیش با مطالعه اسناد سفارت ایران در فرانسه در زمان جنگ جهانی دوم و جریانات صدور گذرنامه ایرانی برای نجات دادن جان یهودیان، ایده ساخت این سریال را شكل داده است.

هم‌چنین وی علت انتخاب نام سریال را نیز شرایط بحرانی دنیا در آن هنگام و راه‌های محدودی كه برای جلوگیری از وقوع بحران‌های در پیش وجود داشت، عنوان كرده است.

این گزارش در پایان ضمن تمجید از نقش‌آفرینی «شهاب حسینی» در این سریال كه در شهرهای اروپایی پاریس و بوداپست نیز فیلمبرداری شده است، از ترانه تیتراژ، این مجموعه تلویزیونی به عنوان یك اثر با ارزش و محبوب نزد ایرانیان نام برده است.

نشریه وال استریت ژورنال WSG یك روزنامه بین‌المللی انگلیسی زبان است كه در نیویورك چاپ می‌شود. براساس آمار سال 2006 این نشریه روزانه 2 میلیون نسخه تیراژ داشته كه بخشی از آن در اروپا و آسیا توزیع می‌شود. هم چنین سایت این نشریه روزانه در حدود نهصد و سی یك هزار بازدیدكننده دارد.

برای مشاهده تصاویر و دانلود کامل سریال و تیتراژ مدار صفر درجه به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب>>>
1 نوشته شده توسط آرمان قادری | لینک ثابت |

مطالب برگزيده وبلاگ آرمان پاتر

هري پاتر،سينما،ادبيات،دانلود،كتابهاي رايگان،دارن شان،بيوگرافي بازيگران نامدار تاريخ سينما

 
Copyright © 2006-2008 - Site bus: آرمان قادری & Designer: Hessam Sedaghati