مروری بر زندگی و دانلود کتابهای جی.دی سالینجر
موضوع: ادبیات
شنبه هفدهم بهمن 1388 13:44
جروم دیوید سالینجر (به انگلیسی: Jerome David Salinger) (زاده ۱ ژانویه ۱۹۱۹ - درگذشته ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰) نویسنده معاصر آمریکایی بود. رمان های پرطرفدار وی مانند ناتور دشت در نقد جامعهٔ مدرن غرب و خصوصاً آمریکا نوشته شدهاند.
سالینجر بیشتر با حروف اول نام خود جی دی سالینجر معروف است.
زندگینامه جي دي سالينجر :
اطلاعات اندکی دربارهٔ زندگی سالینجر منتشر شده است و او با توجه به شخصیت گوشهگیر خود همواره تلاش میکند دیگران را به حریم زندگیاش راه ندهد.
او در سال ۱۹۱۹ در منهتن نیویورک از پدری یهودی و مادری مسیحی به دنیا آمده است. در هجده، نوزدهسالگی چند ماهی را در اروپا گذرانده و در سال ۱۹۳۸ همزمان با بازگشتاش به آمریکا در یکی از دانشگاههای نیویورک به تحصیل پرداخته، اما آن را نیمهتمام رها کرد.
اولین داستان سالینجر به نام «جوانان» در سال ۱۹۴۰ در مجلهٔ استوری به چاپ رسید. چند سال بعد (طی سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ ) داستان ناتور دشت به شکل دنبالهدار در آمریکا منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۱ روانهٔ بازار کتاب این کشور و بریتانیا گردید.
ناتور دشت اولین کتاب سلینجر در مدت کمی شهرت و محبوبیت فراوانی برای او به همراه آورد و بنگاه انتشاراتی «راندم هاوس» (Random House) در سال ۱۹۹۹ آن را به عنوان شصت و چهارمین رمان برتر قرن بیستم معرفی نمود. این کتاب در مناطقی از آمریکا، بهعنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتاب های ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰ - منتشر شدهٔ از سوی «انجمن کتابخانههای آمریکا» - قرارگرفت.
«فرانی و زویی»، «نه داستان» (در ایران با عنوان «دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم» (یکی از داستانهای آن) ترجمه و منتشر شده) «تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار» ، «جنگل واژگون» ، «نغمه غمگین» ، «هفتهای یه بار آدمو نمیکشه» و «یادداشتهای شخصی یک سرباز»از جمله آثار کمشمارِِ سالینجر هستند. سالينجر داراي شخصيت پردازي قوي در داستانهاي خود
است. او به طور خاصي خانواده گلس را كه معروفترين شخصيتهاي داستانهاي او هستند به عرصه كشاند ودر داستانهاي متفاوت از افراد اين خانواده پرده برداري كرد . خانواده اي كه داراي هفت بچه و نابغه هايي كه در يك برنامه راديويي به طور مداوم حضور دارند و در دوره هاي مختلف جز شركت كنندگان برنامه بچه باهوش هستند.اما در اين خانواده بزگترين برادر مرشد ديگران است واو شخصيتي است با نام سيمور . سيمور ابتدا با اشاره كوچكي در يكي از داستانهاي كوتاه با نام" یک روز خوش برای موز ماهی ها" حضور مي يابد و همانجا پس از گفتگو با دختري كوچك به اتاق خود ميرود و خودكشي ميكند.در فراني و زويي نيز اشاره هايي به او ميشود ولي در كتاب «تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار» سالينجر از زبان بادي پسر دوم خانواده شروع به گسترش و بيان سيمور ميكند. اين كه شباهتهاي زيادي بين سيمور وخود سالينجر و بادي وجود دارد كما بيش در قهرمانهاي ديگر سالينجر با خود او مشخص است . به عنوان نمونه شخصيت هولدن در ناتور دشت نيز از اين قاعده مستثني نيست. جنبه مهم زندگي سالينجر مبهم بودن او براي منتقدان وهواداران اوست به بيان بهتر نوعي دور از دست رس بودن است بهمين دليل اطلاعات زيادي در مورد زندگي روزمره و عادي او موجود نيست. سلینجر در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰ (میلادی) و به مرگ طبیعی در محل زندگی خود در شهر کوچک کورنیش در نیوهمپشایر درگذشت.
برای مطالعه متن کامل بیوگرافی سالینجر و دانلود کتابها و همچنین دانلود کتابهای صوتی جروم دیوید سالینجر به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
لیست نامزدهای اسکار 2010 اعلام شد
موضوع: سینما
چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 18:41
فیلم افسانه علمی «آواتار» به کارگردانی جیمز کامرون و «قفسه درد» کاترین بیگلو هر یک در 9 رشته از جمله بهترین فیلم و کارگردان برای دریافت جوایز اسکار 82 رقابت میکنند.
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی سهشنبه غروب به وقت تهران در بورلی هیلز، کالیفرنیا اسامی نامزدهای 24 بخش جوایز اسکار 2010 را اعلام کرد و دو فیلم «آواتار» و «قفسه درد» بیشترین بخت را برای دریافت جوایز امسال دارند.

امسال برای اولین بار از سال 1943 در بخش اسکار بهترین فیلم 10 فیلم رقابت میکنند. بجز «آواتار» و «قفسه درد» دیگر نامزدهای این بخش عبارتند از درام فوتبالی «نقطه کور»، فیلم افسانه علمی «منطقه 9»، فیلم با موضوع نوجوانان «یک آموزش»، فیلم جنگی «لعنتیهای بیآبرو»، «پرشس» درباره مشکلات یک دختر نوجوان سیاهپوست، درام با موضوع دهه 1960«یک مرد جدی»، کارتون «بالا» و «روی هوا» که داستانی درباره رکود اقتصادی است.
بیگلو چهارمین زنی است که پس از سوفیا کوپولا («گمشده در ترجمه»)، جین کمپیون («پیانو») و لنا ورتمولر («هفت خوشگل») نامزد دریافت جایزه اسکار کارگردانی میشود. تاکنون هیچ زنی برنده اسکار این بخش نشده است.
لی دانیلز هم که برای «پرشس» نامزد اسکار کارگردانی شده، پس از جان سینگلتن – که برای فیلم سال 1991 «پسرهای محل» نامزد شد – دومین فیلمساز سیاهپوست است که در تاریخ جوایز اسکار در این بخش نامزد میشود.
بهترین فیلم: «آواتار»، «نقطه کور»، «منطقه 9»، «یک آموزش»، «قفسه درد»، «لعنتیهای بیآبرو»، «پرشس»، «یک مرد جدی»، «بالا»، «روی هوا»
بهترین کارگردانی: کاترین بیگلو، «قفسه درد» / جیمز کامرون، «آواتار» / لی دانیلز، «پرشس» / جیسن ریتمن، «روی هوا» / کوئنتین تارانتینو، «لعنتیهای بیآبرو»
برای مشاهده لیست کامل نامزدها به دو زبان انگلیسی و فارسی و توضیحات بیشتر در مورد کاندیدها به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
موضوع: عمومی
دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 0:33
آینه ای تمام رخ در هر دور تازه در مقابل چشمان بهت زده ام رخ می نماید.
هر نیم رخ ناله ی تازه ای را باز می نماید ،
که هر دم گوشه ای تازه از سیاهی را فریاد می زند .
برندگان گلدن گلاب 67 ام (گلدن گلوب2010)
موضوع: سینما
یکشنبه چهارم بهمن 1388 15:14
با درود.۶۷ امين مراسم گلدن گلوب برگزار شد.و برندگان ان نام خو را در صفحه اي از تاريخ سينما ثبت كردند.شما دوستان مي تواني براي مشاهده نام و تصاوير برندگان گلدن گلاب ۲۰۱۰ به ادامه مطلب برويد. و با مشاهده پست قبلي از كانديدهاي رشته اي مخالف سينمايي و تلويزيوني جايزه خبرنگاران خارجي هاليوود(گلدن گلوب)آگاه شوید:
لینکهای مرتبط:
نامزدهای گلدن گلاب 2010 معرفی شدند - جمعه هجدهم دی 1388
نگاهی به برندگان جشنواره کن 2009 - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
لیست کامل برندگان اسکار 2009 همراه با تصاويري از اسكار 2009 - دوشنبه پنجم اسفند برندگان گلدن گلاب 2009 اعلام شدند - دوشنبه بیست و سوم دی
Winners at the 67th annual Golden Globe Awards
MOTION PICTURES
—Picture, Drama: "Avatar."
—Picture, Musical or Comedy: "The Hangover."
—Actor, Drama: Jeff Bridges, "Crazy Heart."
—Actress, Drama: Sandra Bullock, "The Blind Side."
—Director: James Cameron, "Avatar."
—Actor, Musical or Comedy: Robert Downey Jr., "Sherlock Holmes."
—Actress, Musical or Comedy: Meryl Streep, "Julie & Julia."
—Supporting Actor: Christoph Waltz, "Inglourious Basterds."
—Supporting Actress: Mo'Nique, "Precious: Based on the Novel 'Push' by Sapphire."
—Foreign Language: "The White Ribbon."
—Animated Film: "Up."
—Screenplay: Jason Reitman and Sheldon Turner, "Up in the Air."
—Original Score: Michael Giacchino, "Up."
—Original Song: "The Weary Kind (Theme from 'Crazy Heart')" (written by Ryan Bingham, T Bone Burnett); "Crazy Heart."
TELEVISION:
—Series, Drama: "Mad Men," AMC.
—Actor, Drama: Michael C. Hall, "Dexter."
—Actress, Drama: Julianna Margulies, "The Good Wife."
—Series, Musical or Comedy: "Glee," Fox.
—Actor, Musical or Comedy: Alec Baldwin, "30 Rock."
—Actress, Musical or Comedy: Toni Collette, "United States of Tara."
—Miniseries or Movie: "Grey Gardens," HBO.
—Actress, Miniseries or Movie: Drew Barrymore, "Grey Gardens."
—Actor, Miniseries or Movie: Kevin Bacon, "Taking Chance."
—Supporting Actress, Series, Miniseries or Movie: Chloe Sevigny, "Big Love,"
—Supporting Actor, Series, Miniseries or Movie: John Lithgow, "Dexter."
PREVIOUSLY ANNOUNCED
Cecil B. DeMille Lifetime Achievement Award: Martin Scorsese.
ادامه مطلب>>>
نامزدهای گلدن گلاب 2010 معرفی شدند
موضوع: سینما
جمعه هجدهم دی 1388 1:3
فیلم سینمایی "بالا در آسمان" به کارگردانی جیسن ریتمن با شش نامزدی پیشتاز شصت و هفتمین دوره مراسم اهدای جوایز معتبر گلدن گلوب شد.
اسکرین دیلی اعلام کرد "بالا در آسمان" با نامزدی در شش رشته از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردان و بازیگر نقش اول مرد در صدر فهرست نامزدهای جایزه معتبر گلدن گلوب قرار دارد.

"لعنتیهای بیآبرو" جدیدترین فیلم کوئنتین تارانتینو نیز در چهار رشته نامزد دریافت جایزه شده است. در میان بازیگران، مریل استریپ بازیگر کهنهکار آمریکایی با نقشآفرینی در دو فیلم "جولی و جولیا" و "پیچیده است" و ساندرا بولاک با حضور در فیلمهای "زاویه کور" و "پیشنهاد ازدواج" بیش از دیگران صاحب بخت دریافت جایزه هستند.
در میان فیلمهای نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم خارجیزبان، نام "درباره الی" ساخته تحسینشده اصغر فرهادی به چشم نمیخورد. مراسم جایزه گلدن گلوب یا انجمن منتقدان خارجی مقیم کالیفرنیا که پس از اسکار مهمترین رویداد سینمای آمریکا و جهان در فصل جوایز سینمایی است، 17 ژانویه 2010 در هتل بورلی هیلتن لس آنجلس برگزار خواهد شد.
بهترین فیلم درام:
آواتار
جعبه درد
لعنتیهای بیآبرو
پرشس
بالا در آسمان
بهترین فیلم موزیکال یا کمدی:
500 روز سامر
خماری
پیچیده است
جولی و جولیا
9
بهترین کارگردان:
کاترین بیگلو "جعبه درد"
جیمز کمرون "آواتار"
کلینت ایستوود "تسخیرناپذیر"
جیسن ریتمن "بالا در آسمان"
کوئنتین تارانتینو "لعنتیهای بیآبرو"
--------------
لینکهای مرتبط:
اعلام اسامي برندگان هشتادمين دوره جوايز اسكار 2008
برندگان گلدن گلاب 2009 اعلام شدند
نامزدهاي شصت و ششمين دوره گلدن گلاب معرفي شدند(گلدن گلاب 2009)
----------
برای مطالعه لیست کامل نامزدها به دو زبان فارسی و انگلیسی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
فرشتهمردی که فرو پاشید، زندگی و آثار فیلیپ کی دیک
موضوع: ادبیات
پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 15:47
نوشته: ریچارد برنز و آلن بی. راش
برگردان: رضاپوردیان منبع : آکادمی فانتزی
واقعیت از بین نمیرود، حتا اگر باور به آن را از دست دهید. (VALIS (1981 دیوانهها نمیدانند دیوانهاند، اما من میدانم که دیوانهام و تنها فرق من با دیوانه این است که دیوانه نیستم. سالوادور دالی اشاره:
تعریف اصطلاح «فیلدیکیَن » (به قلم پاتریک کلارک): Phildickian یا Dickian: (صفت) دربارهی فیلیپ کی. دیک نویسندهی آمریکایی علمیتخیلی و فانتزی یا دربارهی آثارش.شباهت یا دلالت داشتن بر شرایط خاصی که دیک در رمانها و داستانهایش توصیف میکند. از دست دادن و تغییر حالت هویت، واقعیتهای جعلی و جعل کردن واقعیت، امکانها و اشکال فرعی اخلاقیات در مواجهه با تباهی ناگزیر.(بیان عامیانهی فشرده): هر فیلم یا داستانی که در آن شخصیت اصلیاش به فرد دیگری مبدل شود، طوری که این ماجرا حتا برای خود او مایهی تعجب باشد.(بیان عامیانهی خشک)
«صبحانهی فیلدیکین»: قهوه با آمفتامین یا هر محرک دیگر (مثلاً مشروب). تعریفی از کی. دبیلو. لتر: میخواهم فیلدیکین را به عنوان توصیفی تقلیلگر برای همهی موقعیتها و رخدادهایی به کار ببرم که با دشواری بینهایت در تعیین چیستی واقعیت مجسم میشوند. به شیوهای دیگر، گاهی شما اوقات سختی دارید، چون نمیتوانید تشخیص دهید آن که مشغول صحبت با او هستید، بهترین دوستتان است یا حشرهی غول پیکری از منظومهی پروکسیما که نقاب بهترین دوستتان را به چهره دارد، در این حالت شما یک لحظهی فیلدیکین را تجربه میکنید.
مقدمه
دربارهی شخصیت پیچیدهای چون فیلیپ کی. دیک حرف بسیار است، انسانی بسیار باهوش و به طور حتم یک نابغه بود، با این حال در تمام عمرش عمیقا مشکل داشت. مستعد اختلالات روانتنی بود و از اگزوفوبیا (ترس از مکانهای عمومی)، افسردگی و تمایلات سادیستیک رنج میبرد و نسبت به حداقل یکی از همسرانش رفتاری خشونتبار داشت. با دیدی مذهبی الاهیاتش را به شکل مفصلی در نوشتههای علمیتخیلی خود شرح میداد، متفکری گنوسی (معرفتشناختی)[3] بود که در واقعی بودن دنیای اطرافش تردید داشت. خیال برش داشته بود که CIA تلفنهایش را شنود میکند. یک معتاد به قرصهای روانگردان که رمانهای ضد مواد مخدر مینوشت؛ فیلسوف ادیبی که جیمز جویس میخواند و انبوهی رمان علمیتخیلی بازاری به رشتهی تحریر درآورد؛ رماننویس برندهی جایزههای ادبیاتِ ژانری بود که سودای ستایش مخاطبان جریان اصلی را داشت و یک عاشق سینهچاکِ زنان که از حفظ زندگی زناشوییاش عاجز بود. فیلیپ کی. دیک شوهر پنج همسر، پدر سه بچه، برادری متأثر از دست دادن خواهر دوقلویش و فرزندی بود که مادرش را به خاطر مرگ خواهرش شماتت میکرد و برای همهی آن معتادان و اراذلی که بر خانهاش در کالیفرنیا خراب میشدند، حالت یک پدر را داشت. برای دوستانش آدمی گرم، خوشمشرب و خندهرو بود که همیشه چیز تازهای درآستین داشت، ولی همهی کسانی که به او نزدیکتر بودند، میدانستند او غمگینترین مردی است که تا به حال دیدهاند.
|
برای مطالعه متن کامل مقاله به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
درباره الی: همهی آنچه میخواهید "دربارهی الی..." بدانید ولی میترسید از "آنتونیونی" بپرسید!
موضوع: سینما
جمعه ششم آذر 1388 21:26
درباره الی: همهی آنچه میخواهید "دربارهی الی..." بدانید ولی میترسید از "آنتونیونی" بپرسید!
توسط : میلاد روشنی پایان
سینمای "اصغر فرهادی" تمایلی آشکار به آن ذائقهی چپ فرهنگی دارد که پیکان حملهی خود را بهسوی فرهنگ بورژوازی گرفته است. اصرار "فرهادی" در به چالش کشیدن پارادوکسهای تنیده شده در عادتهای فرهنگی بورژوازی، در پی ترسیم پاشنهی آشیلی آسیبپذیر است که از زیر زرق و برق رفتارهای این طبقه، خود را نشان میدهد. "دربارهی الی ..." ، مشخصا ادای دینی نامحسوس به سینمای روشنفکری دههی شصت اروپاست که همزمان با اشاعهی موج چپ، خود را بهعنوان سینمای مدرن تثبیت کرد. سینمایی که درصدد مبارزه با آن شکل کنسروی روایتهای منطقی، غیر موسع و هنجارطلب بود. از این رو شباهت "الی" با "آنا" (در "ماجرا" ساختهی آنتونیونی) در خور توجه است که
هر دوی آنها بهعنوان واسطههایی عمل میکنند که میتوانند شکافهای فرهنگی بورژوازی را نمایان کنند و بهعنوان کاتالیزورهایی در جهت انحلال رویهی فریبندهی عرفهای رفتاری این طبقه، عمل کنند. تا قبل از حذف پرسوناژ "الی" و "آنا" همه چیز نشانگر ثبات و محافظهکاری خاص اخلاقی طبقهی متوسط است ولی با حذف این دو پرسوناژ، چهرهی واقعی اخلاق بورژوازی (به زعم فیلمسازانشان) نمایان میشود.
مؤلفههایی که این چهرهی واقعی را صورتبندی میکنند همانهایی هستند که "اصغر فرهادی" شیفتهی رونمایی کردن از آنهاست و پارانویا، مهمترینِ آنهاست. "اصغر فرهادی" به شدت بر این باور فرهنگی چپ است که پارانویا، مهمترین شکاف فرهنگ بورژوازی است که خود محصول جامعهی مدرن و مناسبات مشکوک آن است و اتفاقا این بورژوازی است که با پیش کشیدن "عرف فرهنگی – اخلاقی" در پی مخفیسازی آن است.
در "چهارشنبه سوری" این عرف بورژوازی است که سبب میشود قضاوت اخلاقی مخاطب تا میانهی فیلم، "مژده" را تا مرز بیماری و جنون بکشاند ولی در لحظهی گرهگشایی "فرهادی"، این مخاطب است که متهم به غرق شدن در تزویر نهفته در مناسبات فرهنگی بورژوازی که سعی در تثبیت محافظهکارانهی خود دارد، میشود. نتیجه، از خودبیگانگی آدمها و نهایتا تنهایی مفرط با حسی از بدبینی است. بعد از حذف پرسوناژ "الی" نیز، این شکاف عظیم خود را نشان میدهد و خود را در مقابل محافظهکاری دوستانه و سبکسرانهی ابتدای فیلم قرار میدهد و اینجاست که آدمهای سینمای "فرهادی" به جزایری جدا از هم تبدیل میشوند که هر کدام در پی حفظ تمامیت خود بر میآیند.
برای مطالعه متن کامل مقاله "درباره الی" به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
دانلود کتابهای اوریانا فالاچی
موضوع: ادبیات
سه شنبه دوازدهم آبان 1388 13:14
اوریانا فالاچی روزنامهنگار، نویسنده و مصاحبه گر سیاسی برجسته ایتالیایی است که در شهر فلورانس متولد شد و در سن ۷۷ سالگی در همان شهر درگذشت. وی در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک
چریک ضد فاشیسم فعالیت میکرد. آنچه بیش ار هر چیز به معروفیت وی کمک نمود، مجموعه مصاحبههای مفصل و مشهور او با رهبران سرشناسی همچون محمدرضا شاه پهلوی، یاسر عرفات، ذوالفقار علی بوتو، آیتالله خمینی، ایندیرا گاندی، معمر قذافی، هنری کیسینجر و... بود.
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد :
نوشته اوریانا فالاچی
ترجمه یغما گلرویی
این کتاب در باره زنی است که حامله میشود، و در میان حیات و عشق ورزیدن یا سقط فرزندش دچار تردید میشود. اوریانا در سر آغاز این کتاب میگوید:"دلیلی برای دروغ گفتن نیست! من مانند بسیاری از همْجنسانم حقیقت را انکار نمیکنم: آنچه از زبانِ قهرمانِ این کتاب حکایت کردهاَم، ماجراییست که ـ در زمانی نه چندان دور ـ برای خودم اتّفاق اُفتاده! من حامله شُدم، به طفلی که در شکم داشتم عشق ورزیدم وَ.."
او در این میان به نگرانی اش راجع به به دنیا آمدن فرزندش در دنیای بی رحم کنونی میپردازد:
"مُدام این سوالِ ترسْناک بَرام پیش میاومد که: نکنه دِلِت نخواد به دُنیا بیایُ متولّد بشی؟نکنه یه روز سَرَم هَوار بِزنی که: کی گفته بود منُ به دُنیا بیاری؟ چرا دُرُستم کردی؟ چرا؟"
برای دانلود کتابهای اوریانا فالاچی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
زنگها برای که به صدا در میآیند
موضوع: سینما
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 12:24
فرانک مجیدی: گاهی یک واقعه زخمش روی حافظه خیلی عمیق است. آنقدر که تا آخر عمر رهایت نمیکند. دستکم مطمئنم برای «ارنست همینگوی»، خاطرهی جنگهای داخلی اسپانیا تاثیری چنین داشته. آنقدر که «برفهای کلیمانجارو» و «وداع با اسلحه» و «زنگها برای که به صدا در میآیند» نمونههایی از خاطرات و تجربیاتی باشد که همیشه با او ماندند. فیلم «زنگها برای که به صدا در میآیند»، یکی از آثار بهیاد ماندنی است که از روی داستان همینگوی ساختهشد. این فیلم که محصول ۱۹۴۳ هست، اولین فیلم رنگی اینگرید برگمن محسوب میشود و کارگردانی آن را «سم وود» بر عهده داشت.
روبرتو جردن (گری کوپر) یک استادیار آمریکایی در اسپانیا بود. با شروع جنگهای داخلی، او به نفع

جمهوریخواهان وارد مبارزه میشود. تخصص او طراحی و اجرای انفجارهای بزرگ است. به او ماموریت داده میشود درست در زمان آغاز حمله در یکی از مناطق جنگی، پل واصل میان خطوط دشمن را منفجر کند. او برای این کار از شورشیان اطراف آن محل به سرکردگی پابلو( آکیم تامیروف) کمک میخواهد، اما پابلو دیگر مرد میدان نیست و میخوارگی میکند و همسرش، پیلار (کاتینا پاکسینو) که ادارهی گروه عملاً با اوست از روبرتو حمایت میکند. روبرتو عاشق ماریا (اینگرید برگمن)، دختر زیبایی که با گروه زندگی میکند میشود و….
«زنگها برای که به صدا در میآید» یکی از آن فیلمهای کلاسیک فوقالعاده است که همیشه دلم میخواسته دربارهاش بنویسم. روایت بینقص، بازیهای عالی، مانوس شدن بازیگران با لوکیشن طبیعی و دشوار، کارگردانی خوب و داستان پر کشش عاشقانه، برگهای برندهی این فیلم هستند. البته، این فیلم مثل «هر» فیلم رمانتیک دیگری نیست. تفاوت اساسی آن با دیگر فیلمهای از این دست در دو نکته است: شکل بخشیدن به عشق در بستر یک جنگ سیاسی و اجتماعی و حضور زوج برگمن- کوپر بهعنوان قهرمانان داستان .
عشق اینگرید برگمن و گری کوپر بزرگ است، در حد نام سینما است، اصلاً در این عشق «چیز» بزرگی که ورای توصیف با کلمات است، نهفته شده. ارزش این فیلم به نمایش عشق و تلاش ستارگان تکرار ناپذیر سینما است. آن زیبایی مقدس و معصومی که در اینگرید برگمن نهفته است و هیچ زن بازیگر دیگری صاحبش نشد، آن جذبهی مردانهای که گری کوپر داشت و بازیگرهای الآن از آن بیبهرهاند خیلی بزرگتر از کلمات هستند. این فیلم در سالی اکران شد و در مراسم اسکار به نمایش در آمد که فیلمهای بهیاد ماندنی «کازابلانکا» و «آهنگ برنادت» را بهعنوان رقیب مقابل خود میدید و به همین خاطر، از ۸ رشتهی اسکار که نامزدش بود. تنها به یکی بسنده کرد. باور دارم هالیوودیها به برگمن پس از ماجرای رابطه با «روبرتو روسولینی» و تولد دوقلوهایش بیمهری کردند و تا مدتها برخورد سردی با برگمن داشتند اما بازی خوب او در «آناستازیا» بالاخره اعضای مقدسنمای آکادمی را مجبور کرد برای دومینبار به او اسکار بهترین بازیگر زن را بدهند.
برای مطالعه متن کامل به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
بررسی زندگی و دانلود کتابهای برتراند راسل
موضوع: ادبیات
شنبه یازدهم مهر 1388 1:1
برتراند آرتور ویلیام راسل (زادهٔ ۱۸ مه ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰ ) فیلسوف، منطقدان و منتقد اجتماعی بریتانیایی قرن بیستم بود که بیشتر به خاطر فعالیتهایاش در زمینهٔ منطق ریاضی و فلسفه تحلیلی شناخته میشود.

برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، از مشهورترین فیلسوفان قرن بیستم است و کتاب معروف او «چرا مسیحی نیستم؟» از جنجال برانگیزترین کتابهای قرن بیستم به شمار میآید.علاوه بر ان آثاری همچون تاریخ فلسفه غرب و کسب نوبل ادبیات را در کارنامه دارد.
برتراند آرتور ویلیام راسل فیلسوف، منطقدان و منتقد اجتماعی بریتانیایی قرن بیستم بود که بیشتر به خاطر فعالیتهایاش در زمینه منطق ریاضی و فلسفه تحلیلی شناخته میشود. او در بخش از مقدمه تاریخ فلسفه غرب مینویسد: آن تصوراتی از زندگی و جهان که (فلسفی) نامیده میشود محصول دو عامل است: یکی تصورات دینی و اخلاقی که ما به ارث برده ایم، دیگری آن نوع تحقیقی که میتوان علمی نامید، به شرط آنکه این کلمه را به وسیعترین معنایش به کار ببریم؛ ...
سال شمار زندگی
(۱۸۷۲) در ۱۸ می در راونزکراف (Ravenscroft) ویلز متولد شد.
(۱۸۷۴) مرگ مادر و خواهر
(۱۸۷۶) مرگ پدر
(۱۸۷۸) مرگ پدربزرگ - نخستوزیر سابق بریتانیا
(۱۸۹۰) به کالج ترینیتی در کمبریج وارد شد.
(۱۸۹۳) دریافت مدرک لیسانس ریاضیفیلسوفان بزرگ غرب ن . ب . و
(۱۸۹۴) امتحان پایانیی علوم انسانی/فلسفه (The Moral Sciences Tripos)
(۱۸۹۴) با Alys Pearsall Smith ازدواج کرد.
(۱۹۰۰) جوزپه پینو را در کنگره بینالمللی پاریس ملاقات کرد
(۱۹۰۱) پارادکس راسل را کشف کرد.
...
برای دانلود کتابهای برتراند راسل و مطالعه سالشمار زندگیش به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
مطالب برگزيده وبلاگ آرمان پاتر
هري پاتر،سينما،ادبيات،دانلود،كتابهاي رايگان،دارن شان،بيوگرافي بازيگران نامدار تاريخ سينما